هوش مصنوعی: شاعر هر شب از غم و درد شکایت می‌کند و به درگاه معشوق می‌آید. از شدت گریه و ناله، خون از چشمانش جاری می‌شود و حتی خاک آستانه در معشوق بوی خون می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه‌ی عمیق و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به ریختن خون می‌تواند برای برخی از خوانندگان جوان ناخوشایند باشد.

شماره ۴۳۸ - هر شب چو رهی زبون زغم می آید

هر شب چو رهی زبون زغم می آید
برراه وثاق تو برون می آید ۱

از بسکه زدیده بردرت ریزم خون
از خاک در تو بوی خون می آید ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - چون یاد ز یار دلکشم می آید
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - گل آب شد از شرم چو روی تو بدید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.