هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حسرت‌های دیرینه، فقر معنوی، و عشق بی‌پایان سخن می‌گوید. شاعر از یار می‌خواهد که با نهادن سینه بر سینه‌اش، حسرت‌های قدیمی را تازه کند. او فقر را مایه فخر می‌داند و از کینه‌های نهفته در سینه می‌نالد. همچنین، از عشق و مکتب آن سخن می‌گوید که هیچ‌کس را آزاد نمی‌کند و از غیرت و غم‌های تازه‌شده شکوه می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند. همچنین، برخی مضامین مانند حسرت، کینه، و فقر معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۰ - بر سینه ی خود یار نهد سینه ی ما را

بر سینه ی خود یار نهد سینه ی ما را
تا تازه کند حسرت دیرینه ی ما را ۱

در کسوت فقریم تن آسوده سزد فخر
بر جامه ی زر خرقه ی پشمینه ی ما را ۲

زان سینه که باشد تهی از کینه ی اغیار
ظلم است که بیرون نکنی کینه ی ما را ۳

خون در دل ما نیست که این چشم گهربار
پرداخته از بهر تو گنجینه ی ما را ۴

در مکتب عشقت که از او کس نشد آزاد
گو صبح نباشد شب آدینه ی ما را ۵

زین بیش مشو هم نفس غیر و ز غیرت
هر لحظه مکن نو غم دیرینه ی ما را ۶

مشتاق سرشگت نبرد از دل ما زنگ
بی فایده صیقل مزن آیینه ی ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹ - ایکه دارد حسن سنگین دل گران گوش ترا
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - چو رویت بود اگر میداشت خورشید جهان آرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.