هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد تا گرههای دلش را بگشاید و به او توجه کند. او از معشوق میخواهد که اگر برای او این کار را نمیکند، حداقل برای خدا این لطف را انجام دهد. شاعر خود را مرغ دستآموز صیاد میداند و تمایلی به رفتن ندارد، بلکه فقط میخواهد معشوق او را امتحان کند و گرههایش را بگشاید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰ - چه شد گاهی بحرفی آن دو لعل دلگشا بگشا
چه شد گاهی بحرفی آن دو لعل دلگشا بگشا
اگر از بهر ما نگشائی از بهر خدا بگشا ۱
ز پهلوی تو عمری شد گشادی آرزو دارم
اگر خواهی که بگشاید دلم بند قبا بگشا ۲
نخواهم رفت جائی مرغ دستآموز صیادم
دوروزی از برای امتحان بندم ز پا بگشا ۳
گشائی عقدهام هر گه گشادش مصلحت دانی
نمیگویم من از کارم گره بگشای یا مگشا ۴
اگرچه عقده از خاطری نگشوده هرگز
گره از خاطر مشتاق از بهر خدا بگشا ۵
اگر از بهر ما نگشائی از بهر خدا بگشا ۱
ز پهلوی تو عمری شد گشادی آرزو دارم
اگر خواهی که بگشاید دلم بند قبا بگشا ۲
نخواهم رفت جائی مرغ دستآموز صیادم
دوروزی از برای امتحان بندم ز پا بگشا ۳
گشائی عقدهام هر گه گشادش مصلحت دانی
نمیگویم من از کارم گره بگشای یا مگشا ۴
اگرچه عقده از خاطری نگشوده هرگز
گره از خاطر مشتاق از بهر خدا بگشا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - درون غنچه دل خار خاری کردهام پیدا
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.