هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و حسرتهای خود سخن میگوید، از زخمهای دل و اسارت در قفس گلستان حسرت یاد میکند. او از نالهها و فریادهایش میگوید که امیدوار است روزی نجاتبخش باشد. همچنین، به دردسرهای زندگی و نشئهای ناکامل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج و حسرت ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۲ - بس که بر دل زخم جور از خاروخس باشد مرا
بس که بر دل زخم جور از خاروخس باشد مرا
در گلستان حسرت کنج قفس باشد مرا ۱
گر به پای ناقهات قدر جرس باشد مرا
از شعف نالم درین ره تا نفس باشد مرا ۲
شمعم و فارغ ز هر آتش که بهر سوختن
شعله ی آهی تمام عمر بس باشد مرا ۳
نالهام خواهد رهاند از قید هستی چون سپند
عاقبت فریاد من فریاد رس باشد مرا ۴
می کشند از من حریفان دردسر این است و بس
نشئه ای گر چون شراب نیمرس باشد مرا ۵
در گلستان حسرت کنج قفس باشد مرا ۱
گر به پای ناقهات قدر جرس باشد مرا
از شعف نالم درین ره تا نفس باشد مرا ۲
شمعم و فارغ ز هر آتش که بهر سوختن
شعله ی آهی تمام عمر بس باشد مرا ۳
نالهام خواهد رهاند از قید هستی چون سپند
عاقبت فریاد من فریاد رس باشد مرا ۴
می کشند از من حریفان دردسر این است و بس
نشئه ای گر چون شراب نیمرس باشد مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - صبح شد ساقی بشو ز آیینه رو زنگ خواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.