هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و دوری معشوق مینالد و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند درد او را تسکین دهد. او از افسردگی و ناامیدی خود سخن میگوید و احساس میکند که تلاشهایش برای رسیدن به معشوق بیفایده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۰ - خاک ار شوم بکوی تو گردم نمیرسد
خاک ار شوم بکوی تو گردم نمیرسد
دردی ز دوری تو بدردم نمیرسد ۱
این درد دیگر است که جانم بلب رسید
از درد یار و یار بدردم نمیرسد ۲
برگ خزان رسیده باغ محبتم
رنگی برنگ چهره زردم نمیرسد ۳
ز افسردگی بمحفل یاران بدین خوشم
کافت بشمعی از دم سردم نمیرسد ۴
نالان نیم ز جور تو نالم که بر دلم
تیری چرا ز شست تو هر دم نمیرسد ۵
زین پس من و فراق که دستم به دامنش
کوشش هزار مرتبه کردم نمیرسد ۶
مشتاق تافتاد ز هجر آتشم بجان
برقی بآه بادیه گردم نمیرسد ۷
دردی ز دوری تو بدردم نمیرسد ۱
این درد دیگر است که جانم بلب رسید
از درد یار و یار بدردم نمیرسد ۲
برگ خزان رسیده باغ محبتم
رنگی برنگ چهره زردم نمیرسد ۳
ز افسردگی بمحفل یاران بدین خوشم
کافت بشمعی از دم سردم نمیرسد ۴
نالان نیم ز جور تو نالم که بر دلم
تیری چرا ز شست تو هر دم نمیرسد ۵
زین پس من و فراق که دستم به دامنش
کوشش هزار مرتبه کردم نمیرسد ۶
مشتاق تافتاد ز هجر آتشم بجان
برقی بآه بادیه گردم نمیرسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - تا ژ گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.