هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق می‌پردازد. شاعر از جفاهای معشوق، نازکی اندام او، و شوق دیدارش سخن می‌گوید و از بندهای عشق و رهایی از آن می‌نالد. همچنین، اشاراتی به طبیعت و فصل بهار دارد که به زیبایی شعر افزوده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعاره‌های شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و غمگینانه هستند که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۱۰۱ - گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد

گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد
مبادا در بروی هیچ کس پیر مغان بندد ۱

بدشمن عهد یاری یار ما محکم چنان بندد
که نتواند بکوشش بگسلد با دوستان بندد ۲

چه حاجت تیغ بندد بر میان کز شوق میمیرم
بقتلم چون میان نازک آن نازک میان بندد ۳

جفاکارند خوبان سهی قد وای بر مرغی
کزین نازک نهالان بر نهالی آشیان بندد ۴

سرم رفت از زبان بر باد شمع‌آسا خوشا آنکس
که در هر محفل آمد گوش بگشاید زبان بندد ۵

بخونم چون نغطاند خدنگ آن شکار افکن
که بر خاک افکند صد صید تازه بر کمان بندد ۶

چه فیضم از بهار حسن او رسم قدیمست این
که چون فصل گل آید باغ را در باغبان بندد ۷

نیم پی بستگی مشتاق هرگز از دو زلف آن
گره پیوسته از کارم گر این بگشاید آن بندد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - خاک ار شوم بکوی تو گردم نمیرسد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - پائی بپای دشت نوردم نمیرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.