هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق و بی‌قراری عاشق سخن می‌گوید. شاعر از غم هجران، اشک‌های بی‌پایان و دل‌شکستگی می‌نالد و امیدی به وصال معشوق ندارد. او از بی‌وفایی دنیا و ناپایداری شرایط شکایت کرده و در نهایت، عشق را راهی پرپیچ‌وخم و بی‌پایان می‌داند که گم‌شدگان در آن هرگز پیدا نمی‌شوند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۱۴ - سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود

سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود
شاهدی تا نبود عیش مهیا نشود ۱

بی‌تو از سیل سرشکی که به مژگان دارم
نیست در عهد من آنشهر که صحرا نشود ۲

بسکه از جوش دلم اشگ بخود مینالد
نیست در چشم من آنقطره که دریا نشود ۳

دل روشن رسدش از در و دیوار شکست
صرفه سنگ در آنست که مینا نشود ۴

منکه در خون کشدم ناخن بیمت چون تیغ
به که از رشته کارم گرهی وا نشود ۵

از من گم شده جوئی چه نشان در ره عشق
هرکه گم گشت درین بادیه پیدا نشود ۶

مگذر از خاک در پیر خرابات کجاست
کشد آن کور که این سرمه و بینا نشود ۷

عزم رفتن نکنم هرگز از آنکو مشتاق
که مرا پاس وفا سلسله پا نشود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - در چمن مرغ چمن ناله چو بنیاد کند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - گفتی او راست وفاپیشه بلی گر می‌بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.