هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دردها و رنج‌های عاشقانه خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که کمتر باعث آزار او شود. او از ویرانی دل، اسارت در عشق، و سوختن مانند پروانه در شعله شمع سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که کمتر درگیر این دردها باشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۸۲ - شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر

شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر
نباشیم ارمن و دل جغدی و ویرانه‌ای کمتر ۱

دلم گر افکنی وز دست نگذاری دل یاران
از این پیمانه‌های پر ز خون پیمانه‌ای کمتر ۲

مکن آزادم از قیدت بیندیش از هلاک من
بزندان غمت گر جان دهم دیوانه‌ای کمتر ۳

فروغ خود مدار از من دریغ ایشمع شب‌خیزان
اگر سوزی من سرگشته را پروانه‌ای کمتر ۴

دهد بر آب اگر چشم ترم دلرا چه خواهد شد
ز خرمنها که گرد آورده چشمم دانه‌ای کمتر ۵

چرا مشتاق دایم درپی ثبت سخن باشی
اگر حرفت نماند در جهان افسانه‌ای کمتر ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.