هوش مصنوعی: این شعر از درد و رنج عاشقانه و شکایت از بی‌توجهی معشوق سخن می‌گوید. شاعر از یاران و دوستداران می‌خواهد که بیش از این آزار ندهند و از دشمنی با عاشقان دست بردارند. او از درد هجران و ناامیدی می‌نالد و امیدوار است که روزی وصل یار را تجربه کند. همچنین، شاعر از شمع‌سان سوختن عاشقان و بی‌تفاوتی معشوق گلایه می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۲۳۹ - یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این

یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این
دشمن نه‌ئی خصمی مکن با دوستداران بیش از این ۱

سنگین ز دردت بار من آسوده تو از کار من
باشند یاران یار من در فکر یاران بیش از این ۲

خاکم سموم قهر تو بر باد داد ای تندخو
آتش نه‌ئی تندی مکن با خاک‌ساران بیش از این ۳

چندم ز تو ای نخل تر نبود بجز حسرت ثمر
زامیدگاهان برخورند امیدواران بیش از این ۴

در جان سحاب وصل تو زد آتش حسرت مرا
زآن ابر بود این دانه را امید باران بیش از این ۵

تا چند داری شمعسان عشاق را آتش بجان
مپسند سوزند از غمت شب‌زنده‌داران بیش از این ۶

شد مدتی کافتاده‌ام در دامت و آگه نه‌ئی
دارند فکر صید خود عاشق‌شکاران بیش از این ۷

آماده صد خفتنم هر دم ز تو هرگز کجا
خواری‌کشی خاری‌کشد از گلعذاران بیش از این ۸

مشتاق وقت آمد که جان بسپارم از هجر بتان
خوردن کجا غم می‌توان بیغمگساران بی شاز این ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - چشم سفید شد برهت گل‌عذار من
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - شدی تو گلبن ناز از کنار سوختگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.