هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوع عشق، جدایی، و دردهای عشقی می‌پردازد. شاعر از تنهایی، بی‌وفایی معشوق، و شوریدگی عاشق سخن می‌گوید و از عشق به عنوان نیرویی شورانگیز و عمیق یاد می‌کند که مانند دریایی بی‌کران است و کسی را یارای غواصی در آن نیست. همچنین، به مفاهیمی مانند نیستی، مینا و می در دیر مغان، و جهان عشاق اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و نیستی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۱۰ - در هیچ جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی

در هیچ جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی
یا تو در آغوش کسی یا در برتو ناکسی ۱

خاکیست دشت عشق را کز طبع شور انگیز آن
مجنون صفت پیدا شود هر دم درین صحرا کسی ۲

دادند از مهر تو جهان عشاق و تو نامهربان
هرگز نگفتی زین کسان آیا بود بر جا کسی ۳

پیک تو رفت و از پیش بیخود دل ما شد روان
ما را نیاید دل بجا زآن کو نیاید تا کسی ۴

از قلزم عشق اهل دل پیوسته گوهر جو ولی
کی ره بغواصی برد در قعر این دریا کسی ۵

پاس دل پرخون خود داریم در دیر مغان
شاید کند می در قدح روزی ازین مینا کسی ۶

ما را بدل نبود چسان گرد غم از خاک چهان
هر مشت گل زین خاکدان بود است مثل ما کسی ۷

شادم بکوی نیستی کافکنده عشق آخر مرا
در عالمی کانجا کسی کاری ندارد با کسی ۸

باشد شرابی عشق را در خم که تا روز جزا
ناید بخود نوشد اگر یک جرعه زین صهبا کسی ۹

مشتاق چون خود را ز عشق افشا شود زین ماجرا
نبود تفاوت گر بود خواموش یا گویا کسی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - زهدم افسرده خوشا وقت قدح پیمائی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - هست چشمم ز غمت قلزم طوفان زائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.