هوش مصنوعی:
متن بیانگر این است که حتی اگر کسی به ثروت قارون یا دانش افلاطون دست یابد، در نهایت مرگ همه چیز را از بین میبرد. شاعر از از دست دادن اندوختههایش و نبودن نالهای برایش شکایت دارد و دلش از اندیشههای جهانی پر از خون شده است، اما ساغری از می برای تسکین وجود ندارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی درباره مرگ و فناپذیری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین متن، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۳ - گیرم که کسی به مال و زر قارون شد
گیرم که کسی به مال و زر قارون شد
مرگست ز پی ۱
یا آنکه بعلم و دانش افلاطون شد
کو حاصل وی ۲
اندوختهام همه ز کف بیرون نشد
کو ناله نی ۳
زاندیشه کونین دلم پر خون شد
کو ساغر می ۴
مرگست ز پی ۱
یا آنکه بعلم و دانش افلاطون شد
کو حاصل وی ۲
اندوختهام همه ز کف بیرون نشد
کو ناله نی ۳
زاندیشه کونین دلم پر خون شد
کو ساغر می ۴
قالب: رباعی مستزاد
تعداد ابیات: ۴
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - ای عالم نم عطای روز افزونت
گوهر بعدی:شماره ۴ - گر نرد فسون بمن نبازی چه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.