هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از شکستن هوا و هوس، تحمل رنج و بلا، و فداکاریهای خود در راه عشق میگوید. همچنین، از نقش غم و محبت در دلش و تبدیل شدن به انسانی صاحبنظر و آگاه از رازهای عشق سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷ - با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
پای هوا شکستم و ره را به سر شدم ۱
بر کهربا ز جزع نشاندم عقیق ناب
چو لعل ز عشق تو خونین جگر شدم ۲
دادم چو دل به ابرو [و] چشم سیاه تو
تیغ جفا و تیر بلا را سپر شدم ۳
بستم نظر ز ملک دو عالم به مسکنت
تا خاک راه مردم صاحب نظر شدم ۴
در لوح سینه نقش غمت را نگاشتم
از سوز عشق و راز محبت خبر شدم ۵
از بس که تیر غم به دلم جا گرفته است
سر تا قدم چو مرغ همه بال و پر شدم ۶
این قسمتم ز خوان محبت نصیب شد
الهامی ار به رندی و مستی سمر شدم ۷
پای هوا شکستم و ره را به سر شدم ۱
بر کهربا ز جزع نشاندم عقیق ناب
چو لعل ز عشق تو خونین جگر شدم ۲
دادم چو دل به ابرو [و] چشم سیاه تو
تیغ جفا و تیر بلا را سپر شدم ۳
بستم نظر ز ملک دو عالم به مسکنت
تا خاک راه مردم صاحب نظر شدم ۴
در لوح سینه نقش غمت را نگاشتم
از سوز عشق و راز محبت خبر شدم ۵
از بس که تیر غم به دلم جا گرفته است
سر تا قدم چو مرغ همه بال و پر شدم ۶
این قسمتم ز خوان محبت نصیب شد
الهامی ار به رندی و مستی سمر شدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
گوهر بعدی:شماره ۸ - کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.