هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق مینالد و بیان میکند که عشق او را از پا درآورده و دیگر توانی برای تحمل ندارد. او از معشوق میخواهد که او را از در خود نراند، چرا که جز درگاه معشوق پناهی ندارد. شاعر همچنین اشاره میکند که از جان و دل خود گذشته و دیگر خبری از آنها ندارد. او از غم و اندوهی میگوید که وجودش را مانند نی زرد و بیروح کرده و دیگر شادی و شیرینی در زندگیاش باقی نمانده است. شاعر در نهایت به تقدیر و قضای الهی تسلیم شده و میگوید که از تیر عشق او گریزی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار میباشد. همچنین، بیان احساسات شدید و درد عشق ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال مناسب نباشد.
شماره ۸ - کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
جگرم شد از غمت خون، به خدا جگر ندارم ۱
تو مرانم از در خود گنهی ندیده از من
که به غیر درگه تو، به دری گذر ندارم ۲
تو ز جان من چه جویی که ز جان کناره جستم
تو چه پرسی از دل من که ز دل خبر ندارم ۳
تو که ماندت سراپای به نیشکر چه دانی
که تنم ز غم چو نی گشت و به لب شکر ندارم ۴
چو ز شست برگشایی تو خدنگ غمزه جانا
دل خود نشانه سازم که جز این سپر ندارم ۵
نظر از طریق پاکی به جمال نازنینان
بطلب ز پاک بینان که من آن نظر ندارم ۶
به شب فراقت ای مه ز دعای صبحگاهی
همه تیر آهم اما به دلت اثر ندارم ۷
قدر و قضا مرا خواست نشان تیر عشقت
نظر از قضا نپوشم حذر از قدر ندارم ۸
طلبند خلقی الهامی اگر ز بحر گوهر
شده ام به بحر غم غرق و سر گهر ندارم ۹
جگرم شد از غمت خون، به خدا جگر ندارم ۱
تو مرانم از در خود گنهی ندیده از من
که به غیر درگه تو، به دری گذر ندارم ۲
تو ز جان من چه جویی که ز جان کناره جستم
تو چه پرسی از دل من که ز دل خبر ندارم ۳
تو که ماندت سراپای به نیشکر چه دانی
که تنم ز غم چو نی گشت و به لب شکر ندارم ۴
چو ز شست برگشایی تو خدنگ غمزه جانا
دل خود نشانه سازم که جز این سپر ندارم ۵
نظر از طریق پاکی به جمال نازنینان
بطلب ز پاک بینان که من آن نظر ندارم ۶
به شب فراقت ای مه ز دعای صبحگاهی
همه تیر آهم اما به دلت اثر ندارم ۷
قدر و قضا مرا خواست نشان تیر عشقت
نظر از قضا نپوشم حذر از قدر ندارم ۸
طلبند خلقی الهامی اگر ز بحر گوهر
شده ام به بحر غم غرق و سر گهر ندارم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
گوهر بعدی:شماره ۹ - در عشق اگر راهبری داشته باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.