هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز است که به مدح و توصیف فضایل، کرم، عدالت، و قدرت یک شخصیت برجسته (احتمالاً یک حاکم یا فردی با جایگاه بالا) میپردازد. شاعر از زیبایی بیان، بخشش، عدالت، و تأثیرات مثبت این شخصیت در جهان سخن میگوید و او را به عنوان نماد فضیلت و بزرگی میستاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و اخلاقی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳ - هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات ۱
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات ۲
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
فخر زمانه صدر اجل سید الکفات ۳
یوسف که داد لفظ خوش و عزم ثاقبش
هم آب را طراوت و هم خاک را ثبات ۴
آن مکرمی که بود بخیلی و ظلم را
در ساعت ولادت او ساعت وفات ۵
صدری که گشت پشت فتوت بدو قوی
چون مملکت به تیغ و نبوت به معجزات ۶
اکرام اوست خسته افلاک را شفا
انعام اوست بسته ایام را نجات ۷
عمری است خشم او که بود حاصلش اجل
جانی است عفو او که بود صحتش حیات ۸
چرخ است عدل او و معالی دراو نجوم
آب است لفظ او و معانی دراو نبات ۹
کلکش به رنگ زر شد و نشگفت اگر شده ست
از بس که داد زایر او را به زر برات ۱۰
ای صاحبی که در صفت جود و جاه تو
واله شود تفکر و عاجز شود صفات ۱۱
گر جاه را زکات بود جود را ثنا
در مذهب مروت و در شرع مکرمات ۱۲
جز بر تو نیست لایق از اهل زمان ثنا
جز بر تو نیست واجب از اهل زمین زکات ۱۳
بحری و هست گوهر تو مال و گوشمال
ابری و هست قطره تو هیبت و هبات ۱۴
از لفظ کوشش تو دو حرف است بیم و یاس
وز دست بخشش تو دو رگ دجله و فرات ۱۵
هست از نتایج کف و کلک تو بذل و فضل
چونین شود نتیجه چونان مقدمات ۱۶
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات ۱
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات ۲
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
فخر زمانه صدر اجل سید الکفات ۳
یوسف که داد لفظ خوش و عزم ثاقبش
هم آب را طراوت و هم خاک را ثبات ۴
آن مکرمی که بود بخیلی و ظلم را
در ساعت ولادت او ساعت وفات ۵
صدری که گشت پشت فتوت بدو قوی
چون مملکت به تیغ و نبوت به معجزات ۶
اکرام اوست خسته افلاک را شفا
انعام اوست بسته ایام را نجات ۷
عمری است خشم او که بود حاصلش اجل
جانی است عفو او که بود صحتش حیات ۸
چرخ است عدل او و معالی دراو نجوم
آب است لفظ او و معانی دراو نبات ۹
کلکش به رنگ زر شد و نشگفت اگر شده ست
از بس که داد زایر او را به زر برات ۱۰
ای صاحبی که در صفت جود و جاه تو
واله شود تفکر و عاجز شود صفات ۱۱
گر جاه را زکات بود جود را ثنا
در مذهب مروت و در شرع مکرمات ۱۲
جز بر تو نیست لایق از اهل زمان ثنا
جز بر تو نیست واجب از اهل زمین زکات ۱۳
بحری و هست گوهر تو مال و گوشمال
ابری و هست قطره تو هیبت و هبات ۱۴
از لفظ کوشش تو دو حرف است بیم و یاس
وز دست بخشش تو دو رگ دجله و فرات ۱۵
هست از نتایج کف و کلک تو بذل و فضل
چونین شود نتیجه چونان مقدمات ۱۶
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۶
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - روی تو به حسن حور عین است
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - رخ تو روز منیر است و زلف تو شب داج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.