هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر به توصیف زیباییهای معشوق، از جمله قامت بلند، زلفان مشکی، لبهای شیرین و دندانهای درخشان میپردازد. همچنین، شاعر از فضایل اخلاقی و معنوی معشوق سخن میگوید و او را به عنوان نماد زیبایی، شرافت و فضیلت میستاید. در بخشهایی از شعر، شاعر به توصیف حالات عاشقانه و احساسی خود پرداخته و از تأثیرات عمیق معشوق بر روح و جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۱ - ای قامتت قیامت سرو چمن شده
ای قامتت قیامت سرو چمن شده
زلفین تو به بوی چو مشک ختن شده ۱
هم قامتت چو صورت تو گشته دلفریب
هم زلف تو چو وعده تو پر شکن شده ۲
از شرم روی و قد تو ای ماه ماه و سرو
این بر فلک گریخته آن بر چمن شده ۳
اندر حجاب فتنه بماندم که چشم من
مشک تو را بدید حجاب سمن شده ۴
چه با رسن نکوتر و چاه ذقنت را
زلف دراز توست چو مشکین رسن شده ۵
شیرین لبی و زان لب و دندان دلبرت
یاقوت و لعل و در ثمین بی ثمن شده ۶
رسته بنفشه زار تو بر برگ نسترن
وز عشق تو بنفشه من نسترن شده ۷
زانم موافق تو که زلف سیاه توست
چون قامت مخالف صدر زمن شده ۸
زیبا بهای عترت والا جمال دین
چون دین به فضل و فخر شرف مقترن شده ۹
بنیاد حسن و قبله احسان ابوالحسن
در خلق و خلق مثل حسین و حسن شده ۱۰
لفظ و بیانش مایه عقل و ادب شده
دست و زبانش اصل سخا و سخن شده ۱۱
طبع و دل رحیمش و کلک و کف کریم
توفیق و فضل و بذل و عطا را وطن شده ۱۲
هر عاقلی به خدمت او متصل شده
هر گردنی به منت او مرتهن شده ۱۳
ای ساحت سیادت و ای عرصه شرف
با تو بهشت گشته و بی تو دمن شده ۱۴
نطق تو با فصاحت لفظ عرب شده
لفظ تو با لطافت در عدن شده ۱۵
تایید آسمانی و توفیق ایزدی
در حل و عقد باز به یک پیرهن شده ۱۶
پیرامن ولی تو اقبال صف زده
پیراهن عدوی تو بر تن کفن شده ۱۷
دیدار تو طراوت هر چشم و دل شده
تیمار تو حمایت هر جان و تن شده ۱۸
من در زبان گرفته ثنای تو سال و ماه
در بر و اهتمام تو هر کس چو من شده ۱۹
مرد ثنا و نظمم و اندر ثنای تو
نظم من است مونس هر مرد و زن شده ۲۰
وز امتحان حادثه دهر بی نظام
بی نظم گشته حالم و من ممتحت شده ۲۱
اشعارم از سهیل یمن برتر است و هست
اشکم زخون دل چو عقیق یمن شده ۲۲
از من به فضل دفع کن این غم که فضل توست
نفع امید گشته و دفع حزن شده ۲۳
تا دور چرخ جور کند دولت تو باد
از جور چرخ در کنف ذوالمنن شده ۲۴
وآنجا که سرکشان جهان انجمن کنند
نام تو فخر محفل و هر انجمن شده ۲۵
زلفین تو به بوی چو مشک ختن شده ۱
هم قامتت چو صورت تو گشته دلفریب
هم زلف تو چو وعده تو پر شکن شده ۲
از شرم روی و قد تو ای ماه ماه و سرو
این بر فلک گریخته آن بر چمن شده ۳
اندر حجاب فتنه بماندم که چشم من
مشک تو را بدید حجاب سمن شده ۴
چه با رسن نکوتر و چاه ذقنت را
زلف دراز توست چو مشکین رسن شده ۵
شیرین لبی و زان لب و دندان دلبرت
یاقوت و لعل و در ثمین بی ثمن شده ۶
رسته بنفشه زار تو بر برگ نسترن
وز عشق تو بنفشه من نسترن شده ۷
زانم موافق تو که زلف سیاه توست
چون قامت مخالف صدر زمن شده ۸
زیبا بهای عترت والا جمال دین
چون دین به فضل و فخر شرف مقترن شده ۹
بنیاد حسن و قبله احسان ابوالحسن
در خلق و خلق مثل حسین و حسن شده ۱۰
لفظ و بیانش مایه عقل و ادب شده
دست و زبانش اصل سخا و سخن شده ۱۱
طبع و دل رحیمش و کلک و کف کریم
توفیق و فضل و بذل و عطا را وطن شده ۱۲
هر عاقلی به خدمت او متصل شده
هر گردنی به منت او مرتهن شده ۱۳
ای ساحت سیادت و ای عرصه شرف
با تو بهشت گشته و بی تو دمن شده ۱۴
نطق تو با فصاحت لفظ عرب شده
لفظ تو با لطافت در عدن شده ۱۵
تایید آسمانی و توفیق ایزدی
در حل و عقد باز به یک پیرهن شده ۱۶
پیرامن ولی تو اقبال صف زده
پیراهن عدوی تو بر تن کفن شده ۱۷
دیدار تو طراوت هر چشم و دل شده
تیمار تو حمایت هر جان و تن شده ۱۸
من در زبان گرفته ثنای تو سال و ماه
در بر و اهتمام تو هر کس چو من شده ۱۹
مرد ثنا و نظمم و اندر ثنای تو
نظم من است مونس هر مرد و زن شده ۲۰
وز امتحان حادثه دهر بی نظام
بی نظم گشته حالم و من ممتحت شده ۲۱
اشعارم از سهیل یمن برتر است و هست
اشکم زخون دل چو عقیق یمن شده ۲۲
از من به فضل دفع کن این غم که فضل توست
نفع امید گشته و دفع حزن شده ۲۳
تا دور چرخ جور کند دولت تو باد
از جور چرخ در کنف ذوالمنن شده ۲۴
وآنجا که سرکشان جهان انجمن کنند
نام تو فخر محفل و هر انجمن شده ۲۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۵
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - نبید روشن و آواز رود و روی چو ماه
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - ای زرخسار تو در دی تازه گلزار آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.