هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق میگوید و از بیقراری، حسرت و اندوه ناشی از دوری و بیوفایی او شکایت میکند. او زیبایی بیحساب معشوق و روزگار سرگشته خود را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۸ - چون زلف تو بی قرارم از تو
چون زلف تو بی قرارم از تو
چون چشم تو با خمارم از تو ۱
ای گشته چو روزگار بدعهد
سرگشته روزگارم از تو ۲
ای حسن تو بی شمار گشته
در حسرت بی شمارم از تو ۳
پر آب دو دیده شد کنارم
تا گشت تهی کنارم از تو ۴
از بی خبری که من شدستم
حقا که خبر ندارم از تو ۵
چون چشم تو با خمارم از تو ۱
ای گشته چو روزگار بدعهد
سرگشته روزگارم از تو ۲
ای حسن تو بی شمار گشته
در حسرت بی شمارم از تو ۳
پر آب دو دیده شد کنارم
تا گشت تهی کنارم از تو ۴
از بی خبری که من شدستم
حقا که خبر ندارم از تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - ای شب تاری غلام موی تو
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - خلعت چشم من است راحت دیدار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.