هوش مصنوعی: شاعر در این متن از آرزوی دیدار معشوق و رنج دوری از او می‌گوید. او از جفای زمانه و محنت‌هایش شکایت دارد و بیان می‌کند که دوری از معشوق، زندگی را برایش تلخ و ناگوار کرده است. با این حال، یاد معشوق همواره در دلش زنده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۳ - آرزومندی من خدمت و دیدار تو را

آرزومندی من خدمت و دیدار تو را
چون جفای فلک و محنت من بسیار است ۱

تن من کز تو جدا ماند به نزد همه خلق
چون جهان پیش دل و چشم تو بی مقدار است ۲

دلم از فرقت تو تنگ چو چشم مور است
عیشم از دوری تو تلخ چو زهرمار است ۳

بدل خواب و خرد در دل و در دیده من
شب و روز از غم دیدار تو خون و خار است ۴

گوشم از گوهر الفاظ تو تا محروم است
همچو الفاظ تو چشمم همه گوهر بار است ۵

گرچه یادم نکنی هیچ فراموش نه ای
که مرا با تو و یاد تو فراوان کار است ۶

روزگارت همه خوش باد که بی دیدن تو
روزگار و سر و کارم همه ناهموار است ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲ - رئیس و سید شرق و خراسان
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - ای خسرو ملوک و جهان دار چیره دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.