هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بیانگر احساسات شاعر از جدایی و فراق است. شاعر از معشوق خود میخواهد که او را فراموش نکند و به او توجه کند. او از درد هجران و تأثیرات منفی آن بر زندگی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او بازگردد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل مفاهیم شعر و احساسات بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۸۸ - ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ما نه خشنودیم تو خشنود باش ۱
کشته ما را گر فراقت ای صنم
تو به خون کشتگان ماخوذ باش ۲
غرقه در دریای هجران توام
دلبرا دریاب ما را زود باش ۳
هجر تو بر ما زیانیها نمود
تو به وصلت دیگران را سود باش ۴
در فراقت کار ما از دست شد
گر نگیری دست ما بدرود باش ۵
ای سنایی در شبستان غمش
گر چه همچون نار بودی دود باش ۶
ما نه خشنودیم تو خشنود باش ۱
کشته ما را گر فراقت ای صنم
تو به خون کشتگان ماخوذ باش ۲
غرقه در دریای هجران توام
دلبرا دریاب ما را زود باش ۳
هجر تو بر ما زیانیها نمود
تو به وصلت دیگران را سود باش ۴
در فراقت کار ما از دست شد
گر نگیری دست ما بدرود باش ۵
ای سنایی در شبستان غمش
گر چه همچون نار بودی دود باش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - ای ز خوبی مست هان هشیار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.