هوش مصنوعی: این متن شعری است که از خواننده می‌خواهد از تعلقات دنیوی و خودخواهی‌ها دوری کند و به عشق، شراب و شادی روی آورد. شاعر توصیه می‌کند که از نام و ننگ و دین و دنیا فاصله بگیرد و به جای آن، به عیش و طرب و عشق بپردازد. همچنین، از خواننده می‌خواهد که در مسیر حقیقت و عشق ثابت قدم باشد و با غرامت و ملامت همراه شود.
رده سنی: 18+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و قمار ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۱۹۱ - ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمار باش

ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمار باش
شو بری از نام و ننگ و از خودی بیزار باش ۱

دین و دنیا جمله اندر باز و خود مفلس نشین
در صف ناراستان خود جمله مفلس وار باش ۲

تا کی از ناموس و رزق و زهد و تسبیح و نماز
بندهٔ جام شراب و خادم خمار باش ۳

می پرستی پیشه‌گیر اندر خرابات و قمار
کمزن و قلاش و مست و رند و دردی خوار باش ۴

چون همی دانی که باشد شخص هستی خصم خویش
پس به تیغ نیستی با خلق در پیکار باش ۵

طالب عشق و می و عیش و طرب باش و بجوی
چون به کف آمد ترا این روز و شب در کار باش ۶

با سرود و رود و جام باده و جانان بساز
وز میان جان غلام و چاکر هر چار باش ۷

از سر کوی حقیقت بر مگرد و راه عشق
با غرامت همنشین و با ملامت یار باش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۰ - ای سنایی دل بدادی در پی دلدار باش
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲ - ای پسر میخواره و قلاش باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.