هوش مصنوعی:
این شعر از نظیری بیانگر سرزنش و افسوس شاعر به دلیل رفتاری نادرست است که منجر به بدنامی و از دست دادن آبرو شده است. شاعر به اشتباهات خود اعتراف میکند و از پیامدهای ناگوار آن مانند از دست دادن دوستان و شهرت خوب سخن میگوید.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم پیچیدهای مانند بدنامی، پشیمانی و انتقاد اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۰ - رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفت
رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفت
ناموس صدقبیله ز یک خامی تو رفت ۱
اکنون اگر فرشته نکو گویدت چه سود
در شهر صد حکایت بدنامی تو رفت ۲
هم صحبت رقیب شدی از غرور حسن
نام خوش تو در سر خودکامی تو رفت ۳
یاران متفق همه انکار می کنند
هرجا حدیث نیک سرانجام تو رفت ۴
رندی که می فروش ندادیش درد می
مشهور خاص و عام به هم جامی تو رفت ۵
برد از رخ تو رنگ حیا باده هوس
شرمی که بود در همه جا حامی تو رفت ۶
با کاو کاو غمزه «نظیری » اثر نماند
فارغ نشین که خون دل آشامی تو رفت ۷
ناموس صدقبیله ز یک خامی تو رفت ۱
اکنون اگر فرشته نکو گویدت چه سود
در شهر صد حکایت بدنامی تو رفت ۲
هم صحبت رقیب شدی از غرور حسن
نام خوش تو در سر خودکامی تو رفت ۳
یاران متفق همه انکار می کنند
هرجا حدیث نیک سرانجام تو رفت ۴
رندی که می فروش ندادیش درد می
مشهور خاص و عام به هم جامی تو رفت ۵
برد از رخ تو رنگ حیا باده هوس
شرمی که بود در همه جا حامی تو رفت ۶
با کاو کاو غمزه «نظیری » اثر نماند
فارغ نشین که خون دل آشامی تو رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - عشق مرا زبان حکایت بریدنیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - عطاش را نه صوابست و نه خطا باعث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.