درباره نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد.
وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پارسی در آن روزگار و محل تجمع شاعران سبک وقوع بود روی آورد و در چند مجلس طرح شعر بر شاعران معتبر سبک وقوع پیروز شد و سپس عازم هند گردید. وی با پیوستن به دربار جهانگیر شاه گورکانی هند و سپس بارگاه سپهسالار او خان خانان به ثروتی افسانه‌ای دست یافت و مهم‌ترین شاهکارهایش را در سال‌های اقامت در هند آفرید تا آنکه به سال ۱۰۲۱ قمری در شهر آگره در اوج ثروت، شهرت، حرمت و محبوبیت درگذشت.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا شماره ۲ - مانند سراب بند بر پا شماره ۳ - در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را شماره ۴ - زبان پیام هوس داشت شستم انشا را شماره ۵ - تو اگر ز کعبه راندی، و گر از بهشت ما را شماره ۶ - برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا را شماره ۷ - ای کرده خراب خانه ها را شماره ۸ - ز شهر دوست می آیم پیام عشق بر لب ها شماره ۹ - طعم هلال می دهد زهر فراقت آب را شماره ۱۰ - دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما شماره ۱۱ - شرم می آید ز قاصد طفل محبوب مرا شماره ۱۲ - بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا شماره ۱۳ - به زیر هر بن مو چشم روشنی ست مرا شماره ۱۴ - صفا از عقده دل هاست آن زلف معقد را شماره ۱۵ - نه عدم بود و نی وجود اینجا شماره ۱۶ - طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما شماره ۱۷ - بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما شماره ۱۸ - نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا شماره ۱۹ - نگاه گم شده در راه کوی یار مرا شماره ۲۰ - چه منت از مدد روزگار بر سر ما شماره ۲۱ - دیدمش در دل نهفتم آه بی تاثیر را شماره ۲۲ - چند از مؤذن بشنوم توحید شرک آمیز را شماره ۲۳ - ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا شماره ۲۴ - با شهپر عنقا چه نوا بال مگس را شماره ۲۵ - کردم ز شکوه منع دل زار خویش را شماره ۲۶ - غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را شماره ۲۷ - بانگ نی می برد ز هوش مرا شماره ۲۸ - فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را شماره ۲۹ - ای از کرم نریخته خون سبیل را شماره ۳۰ - در خور اگر نییم می لعل فام را شماره ۳۱ - مستی ربوده از کف هستی زمام ما شماره ۳۲ - تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را شماره ۳۳ - ساقی بشو دورنگی امید و بیم را شماره ۳۴ - بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را شماره ۳۵ - پروانه ایم و شعله بود آشیان ما شماره ۳۶ - ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا شماره ۳۷ - ز عاشق می شود معشوق را نام و نشان پیدا شماره ۳۸ - گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را شماره ۳۹ - جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را شماره ۴۰ - دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را شماره ۴۱ - به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا شماره ۴۲ - امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما شماره ۴۳ - هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را شماره ۴۴ - از چاه غبغبش به درآورده ماه را شماره ۴۵ - از کف نمی دهد دل آسان ربوده را شماره ۴۶ - تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را شماره ۴۷ - نظر بر روی او دزدیده بگشا شماره ۴۸ - از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را شماره ۴۹ - نیست زین مزرع آب و دانه ما شماره ۵۰ - ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را شماره ۵۱ - هر روز جویم آب رخ روز رفته را شماره ۵۲ - به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشه ما شماره ۵۳ - دل شکسته بود تحفه خزینه ما شماره ۵۴ - آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما شماره ۵۵ - گر به سخن درآورم عشق سخن سرای را شماره ۵۶ - زیستم بس که به تدبیر خود از خامی ها شماره ۵۷ - به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را شماره ۵۸ - کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را شماره ۵۹ - ادب گرفته عنان خمار و مستی ما شماره ۶۰ - خانه در کوی مغان کردم خراب شماره ۶۱ - آن که شب داد توبه ام ز شراب شماره ۶۲ - چون غنچه دل مبند و چو بو بر هوا متاب شماره ۶۳ - سحر منادی بلبل به گلستان دریاب شماره ۶۴ - عشق دهد با دل شوریده تاب شماره ۶۵ - میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب شماره ۶۶ - سبزه عیش ز بوم و بر هجران مطلب شماره ۶۷ - می باش و از مزاج حریفان نشان طلب شماره ۶۸ - عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت شماره ۶۹ - صافی شوم از کون که در درد صفا نیست شماره ۷۰ - ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت شماره ۷۱ - آن دهد در گریه پند ما که با ما دشمن است شماره ۷۲ - گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است شماره ۷۳ - نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست شماره ۷۴ - نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست شماره ۷۵ - گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست شماره ۷۶ - حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست شماره ۷۷ - بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت شماره ۷۸ - امروز آنچه تاج سر ماست دست ماست شماره ۷۹ - این نخل که از چشمه جان رسته که کشتست؟ شماره ۸۰ - در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیست شماره ۸۱ - آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست شماره ۸۲ - پیش مشتاق تو ویرانه و آباد یکی است شماره ۸۳ - به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست شماره ۸۴ - فخر والانسبتان از بند اوست شماره ۸۵ - لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است شماره ۸۶ - ره حریف گرفتم که شیشه یار منست شماره ۸۷ - هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست شماره ۸۸ - یک آه گرم صیقل زنگار عالمست شماره ۸۹ - دلی دارم که طاقت کار او نیست شماره ۹۰ - معشوقه من قبله نما قبله نظر گشت شماره ۹۱ - جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت شماره ۹۲ - عشق است که علم دو جهان مختصر اوست شماره ۹۳ - خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست شماره ۹۴ - دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست شماره ۹۵ - عشق عصیانست اگر مستور نیست شماره ۹۶ - هیچ راز از دیده صاحب تمیزان دور نیست شماره ۹۷ - هرکس شهید آن مژه های درازنیست شماره ۹۸ - گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت شماره ۹۹ - قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست شماره ۱۰۰ - هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست شماره ۱۰۱ - خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟ شماره ۱۰۲ - بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست شماره ۱۰۳ - هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت شماره ۱۰۴ - به شرح حالت من نامه ها در اطرافست شماره ۱۰۵ - کس ننمود جرعه یی کز جگرم گزک نخواست شماره ۱۰۶ - چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است شماره ۱۰۷ - زهی نسخه آفرینش جمالت شماره ۱۰۸ - تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست شماره ۱۰۹ - در خون دیده گشته تنم بسمل تو نیست شماره ۱۱۰ - گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است شماره ۱۱۱ - ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست شماره ۱۱۲ - نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت شماره ۱۱۳ - عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست شماره ۱۱۴ - اخترشناس در روش بخت من گم است شماره ۱۱۵ - بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت شماره ۱۱۶ - فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست شماره ۱۱۷ - گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است شماره ۱۱۸ - بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست شماره ۱۱۹ - ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست شماره ۱۲۰ - هین قدح، شمع شبستان این است شماره ۱۲۱ - زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست شماره ۱۲۲ - داغ دل در عشق افسردن نمی داند که چیست شماره ۱۲۳ - هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است شماره ۱۲۴ - محبت تو به هر دل نشست کین ننشست شماره ۱۲۵ - بختم این بس که مشتری شده دوست شماره ۱۲۶ - باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است شماره ۱۲۷ - خوی شه عربده جو افتادست شماره ۱۲۸ - داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست شماره ۱۲۹ - این پیش خیل کج کلهان از سپاه کیست؟ شماره ۱۳۰ - شهر ویران شده گریه مستانه ماست شماره ۱۳۱ - جمال ساقی ما در ضمیر لاله گذشت شماره ۱۳۲ - شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست شماره ۱۳۳ - گل بیداد دسته بسته اوست شماره ۱۳۴ - دل که جمعست غم بی سر و سامانی نیست شماره ۱۳۵ - شور چمن ز نغمه آزادی من است شماره ۱۳۶ - آن که صد نامه ما خواند و جوابی ننوشت شماره ۱۳۷ - جزای حسن عمل در شریعت عربیست شماره ۱۳۸ - غیر من در پس این پرده سخن سازی هست شماره ۱۳۹ - عشق مرا زبان حکایت بریدنیست شماره ۱۴۰ - رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفت شماره ۱۴۱ - عطاش را نه صوابست و نه خطا باعث شماره ۱۴۲ - بر طبع ساده زود شود خوشگوار بحث شماره ۱۴۳ - فسون خط تو پیغام بعثت و شب داج شماره ۱۴۴ - ای کعبه که گردت ننشیند به صفا هیچ شماره ۱۴۵ - گوش گل می درد از مژده هنگام صبوح شماره ۱۴۶ - دهل و نای دریدیم به آوازه صبح شماره ۱۴۷ - مانده ام با دلی از هجر عزیزان مجروح شماره ۱۴۸ - چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ شماره ۱۴۹ - چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ شماره ۱۵۰ - بیگانه چون رود به در آشنا رود شماره ۱۵۱ - بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود شماره ۱۵۲ - دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد شماره ۱۵۳ - می روم جایی که غم آنجا ز دل ها می رود شماره ۱۵۴ - هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند شماره ۱۵۵ - مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید شماره ۱۵۶ - در آشیان ما پر و بال هما رسید شماره ۱۵۷ - در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد شماره ۱۵۸ - آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد شماره ۱۵۹ - گر تشنه بر سر خم میرم عجب نباشد شماره ۱۶۰ - چه شور بود؟ که عشقت به من کرامت کرد شماره ۱۶۱ - ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد شماره ۱۶۲ - به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند شماره ۱۶۳ - نه دل آزاد پای بست شود شماره ۱۶۴ - چه خوست کاین دل کافر نهاد من دارد شماره ۱۶۵ - هوس چو دیر کشد شعله در نهاد افتد شماره ۱۶۶ - هوس پروانه است اما به گرد دود می گردد شماره ۱۶۷ - عالم از عشق در وجود آمد شماره ۱۶۸ - روز ازلم بود به نابود نهفتند شماره ۱۶۹ - شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد شماره ۱۷۰ - کمال عاشقی حیرانی دیدار می آرد شماره ۱۷۱ - آن را که قبول تو خریدار نباشد شماره ۱۷۲ - دوشینه سرودی دل افگار برآورد شماره ۱۷۳ - نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود شماره ۱۷۴ - ز نگهت سحری شوق یار می خیزد شماره ۱۷۵ - جهان جوان شد و عقد بهار می بندد شماره ۱۷۶ - بزمت غم بار ما ندارد شماره ۱۷۷ - باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند شماره ۱۷۸ - وقت شد سبزه فرش در پیچد شماره ۱۷۹ - هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند شماره ۱۸۰ - باعث راندنم از بزم به جز عار نبود شماره ۱۸۱ - محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد شماره ۱۸۲ - دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد شماره ۱۸۳ - کسی که تشنه وصل است با کوثر نمی سازد شماره ۱۸۴ - بیا که بی تو غم از خاطرم به در نرود شماره ۱۸۵ - ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد شماره ۱۸۶ - صبحی بنال راه فلک برنبسته اند شماره ۱۸۷ - امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود شماره ۱۸۸ - ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد شماره ۱۸۹ - پیران که دقع قبض طباشیر برده اند شماره ۱۹۰ - این جا نه بهر سنگ سیه نور فروشند شماره ۱۹۱ - با آنکه ز مهرش به دلم حور نگنجد شماره ۱۹۲ - روز از آن آید که با صد خواریم بر در کشد شماره ۱۹۳ - پایمالم فتنه یی را هر که در شور آورد شماره ۱۹۴ - به گوشم از پریدن های چشم آواز می آید شماره ۱۹۵ - آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد شماره ۱۹۶ - آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد شماره ۱۹۷ - یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد شماره ۱۹۸ - افسانه شیرین مرا گوش نکردند شماره ۱۹۹ - به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید شماره ۲۰۰ - به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد شماره ۲۰۱ - درین دیار عجب مطربان یک رنگند شماره ۲۰۲ - پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد شماره ۲۰۳ - بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود شماره ۲۰۴ - گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد شماره ۲۰۵ - من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد شماره ۲۰۶ - کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود شماره ۲۰۷ - این کعبه را بنا نه به باطل نهاده اند شماره ۲۰۸ - عشقست طلسمی که در و بام ندارد شماره ۲۰۹ - این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده اند شماره ۲۱۰ - نمی توان به گزند از من انتقام کشید شماره ۲۱۱ - یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد شماره ۲۱۲ - اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد شماره ۲۱۳ - دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند شماره ۲۱۴ - دل نمی دانم کجا، زین آستانم می کشد شماره ۲۱۵ - کسی به ملک حدوث از قدم نمی افتد شماره ۲۱۶ - کمند و دام ما غیر از شکار غم نمی گیرد شماره ۲۱۷ - باده خاص محبت کی به نامحرم رسد شماره ۲۱۸ - شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد شماره ۲۱۹ - دل باهوش دم برون ندهد شماره ۲۲۰ - حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد شماره ۲۲۱ - سازم آن می نمک آلود که بی غم باشد شماره ۲۲۲ - رشحه ای از حسن جانان ریختند شماره ۲۲۳ - نه ز جهدم به کف بخت عنان می آید شماره ۲۲۴ - درد و غمت که همچو هما استخوان خورند شماره ۲۲۵ - خونم ار بر خاک ریزی نقض پیمان کی شود شماره ۲۲۶ - ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد شماره ۲۲۷ - منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود شماره ۲۲۸ - دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد شماره ۲۲۹ - بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد شماره ۲۳۰ - دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد شماره ۲۳۱ - خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد شماره ۲۳۲ - نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد شماره ۲۳۳ - به خاطرم گله یی گشت و دوست دشمن شد شماره ۲۳۴ - تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد شماره ۲۳۵ - ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود شماره ۲۳۶ - گهی که وقت علاج دماغ من باشد شماره ۲۳۷ - رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد شماره ۲۳۸ - گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد شماره ۲۳۹ - چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد شماره ۲۴۰ - هرگز به سیر گل دل محزون نمی رود شماره ۲۴۱ - دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند شماره ۲۴۲ - دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود شماره ۲۴۳ - ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود شماره ۲۴۴ - نگاهت چشم جادو برنتابد شماره ۲۴۵ - زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند شماره ۲۴۶ - آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند شماره ۲۴۷ - تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد شماره ۲۴۸ - ز گردش های چشمش مستی پیمانه می خیزد شماره ۲۴۹ - هوای کوی او آواره ام از خانه می سازد شماره ۲۵۰ - چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می سازد شماره ۲۵۱ - درین سپید رقم قسمت و حواله نماند شماره ۲۵۲ - به غمزه روز الستم همین معامله بود شماره ۲۵۳ - عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد شماره ۲۵۴ - قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد شماره ۲۵۵ - عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد شماره ۲۵۶ - شب فغان را به در خلوت او باری بود شماره ۲۵۷ - نه فوت صحبت این دوستان غمی دارد شماره ۲۵۸ - حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد شماره ۲۵۹ - پرده برداشته ام از غم پنهانی چند شماره ۲۶۰ - فلک مزدور ایمای تو باشد شماره ۲۶۱ - هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد شماره ۲۶۲ - گردش چشم بتان مستی من حالی کرد شماره ۲۶۳ - به صدق هرکه سوی کعبه ناقه راهی کرد شماره ۲۶۴ - بر خوان ما نمک به ملاحت نشد لذیذ شماره ۲۶۵ - منشین به شاهد آب رخ پارسا مبر شماره ۲۶۶ - امروز کار و بار جهان را خراب گیر شماره ۲۶۷ - می است چاره غم هوشمند را چه خبر شماره ۲۶۸ - به بیرحمی دلی دارد دل صیاد از آن خوشتر شماره ۲۶۹ - دچار هرکه شوی جز سراغ یار مگیر شماره ۲۷۰ - یک باره در وفا برآور شماره ۲۷۱ - طلوع باده ز شام و سحر دریغ مدار شماره ۲۷۲ - ای مطرب جان سوخت دلم پرده دگر گیر شماره ۲۷۳ - بزم خاصست درو نکته به دستور بیار شماره ۲۷۴ - هر روز هست ناله مرغان درازتر شماره ۲۷۵ - چشمش به راهی می رود مژگان نمناکش نگر شماره ۲۷۶ - افلاک فتنه زاده به دامان روزگار شماره ۲۷۷ - چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار شماره ۲۷۸ - غم گرد فراق دید از دور شماره ۲۷۹ - تعظیم پیام دل آگاه نگه دار شماره ۲۸۰ - دارم دلی ز طایر وحشی رمیده تر شماره ۲۸۱ - هردم از زلف تو دارم کافرستانی دگر شماره ۲۸۲ - ای صبا از گل عطار نشانی به من آر شماره ۲۸۳ - درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر شماره ۲۸۴ - فارغ تر از دل تو ندیدم دلی دگر شماره ۲۸۵ - هر که از درگه تو گردد باز شماره ۲۸۶ - آن را که برد به مسند راز شماره ۲۸۷ - تو درنیافته ای لذت وفا هرگز شماره ۲۸۸ - بخت ما سست و عشق تو فیروز شماره ۲۸۹ - ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز شماره ۲۹۰ - چرخ پرویز نیست آتش بیز شماره ۲۹۱ - غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز شماره ۲۹۲ - شوریده است آب و گل قالبم هنوز شماره ۲۹۳ - دل ها همه به بوی گل آویختست باز شماره ۲۹۴ - سخن گویید با من کمتر امروز شماره ۲۹۵ - خمش ز لابه که طبعش مشو شست هنوز شماره ۲۹۶ - جام گیر اختر افتاده بر افلاک انداز شماره ۲۹۷ - سر برآور بر کله داران قباها تنگ ساز شماره ۲۹۸ - ذوق وجدان و نظر خالص شد و خامم هنوز شماره ۲۹۹ - پی تدارک تقصیر صبحدم برخیز شماره ۳۰۰ - فتاده ام به میان غم از کران برخیز شماره ۳۰۱ - نشست اختر پروین ز پرنیان برخیز شماره ۳۰۲ - از طور صلح و عربده بیگانه ام هنوز شماره ۳۰۳ - مرد بی حوصله مردانه نگردد هرگز شماره ۳۰۴ - گر به دل خلوت نداری از جهانبانی گریز شماره ۳۰۵ - سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس شماره ۳۰۶ - ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس شماره ۳۰۷ - کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس شماره ۳۰۸ - گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس شماره ۳۰۹ - اکسیر حسن در نظر پارسا شناس شماره ۳۱۰ - شورش عشق از دل شیدا مپرس شماره ۳۱۱ - فصلی چنین گذشت و سحابی ندید کس شماره ۳۱۲ - به امید توام خرسند ازین پس شماره ۳۱۳ - از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس شماره ۳۱۴ - ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرس شماره ۳۱۵ - بگو به دیر خرابات السلام و مترس شماره ۳۱۶ - خسته را فاتحه ای از لب خندان تو بس شماره ۳۱۷ - ای که نامه می نویسی سوی من فرمان نویس شماره ۳۱۸ - صبح شد راه شهر و برزن پرس شماره ۳۱۹ - دست کسی نبسته و افسون نکرده کس شماره ۳۲۰ - با حکمت ایستاده ام اینم پناه بس شماره ۳۲۱ - تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس شماره ۳۲۲ - تو کودکی به بزرگان زبان درازی بس شماره ۳۲۳ - به اختیار تو در باختم ارادت خویش شماره ۳۲۴ - دهر پرفتنه و شورست ز چشم سیهش شماره ۳۲۵ - یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش شماره ۳۲۶ - در بغل مصحف و سجاده تقوا بر دوش شماره ۳۲۷ - از خوی کریم تو گنه گشت فراموش شماره ۳۲۸ - بزم خالی می شود مطرب خموش شماره ۳۲۹ - داشتم از درد جدایی خروش شماره ۳۳۰ - غیرتم بانگ زد که: دور او باش شماره ۳۳۱ - حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش شماره ۳۳۲ - از فراق یار ناخشنود خویش شماره ۳۳۳ - هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش شماره ۳۳۴ - ساقی بیار جام می خوشگوار پیش شماره ۳۳۵ - گر جهان کشته بیداد شود برگذرش شماره ۳۳۶ - آن که غایب از نظر گردید درمی یابمش شماره ۳۳۷ - خرامان آمد از می در سر آتش شماره ۳۳۸ - به سینه گریه گره شد نقاب برتر کش شماره ۳۳۹ - بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش شماره ۳۴۰ - شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش شماره ۳۴۱ - بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش شماره ۳۴۲ - هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش شماره ۳۴۳ - یا در درون قبه این آسمان مباش شماره ۳۴۴ - کی بود شفقت دل سوی اسیران کشدش شماره ۳۴۵ - بزم می سازیم سامان گر نباشد گو مباش شماره ۳۴۶ - از نقل و باده گوشه دل گشته روشنش شماره ۳۴۷ - مطرب به گوشم زد نوا از گریه محزون کردمش شماره ۳۴۸ - بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش شماره ۳۴۹ - بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش شماره ۳۵۰ - رمید طایر جانم ز آشیانه خویش شماره ۳۵۱ - طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش شماره ۳۵۲ - لطف می خون در رگ افسرده می آرد به جوش شماره ۳۵۳ - افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش شماره ۳۵۴ - افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش شماره ۳۵۵ - بستم در تصرف گفت و شنید خویش شماره ۳۵۶ - به بوی می دو سه ژولیده مرقع پوش شماره ۳۵۷ - دم دم شاهدست و می می خاص شماره ۳۵۸ - حریف خود شو و یا خود برآر آز خلوت خاص شماره ۳۵۹ - ساقیا برخیز با مستان برقص شماره ۳۶۰ - هرکه چون یوسف شود از محنت زندان خلاص شماره ۳۶۱ - همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص شماره ۳۶۲ - نه خانقاه نشین می شویم و نی مرتاض شماره ۳۶۳ - دهم دو ملک به یک نغمه رباب عوض شماره ۳۶۴ - حضور وقت نمی یابم و حلاوت فرض شماره ۳۶۵ - هر صبح کن دو جام شراب مغانه فرض شماره ۳۶۶ - از جمال تو کمال بشری بود غرض شماره ۳۶۷ - روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط شماره ۳۶۸ - حکم جفا صحیح و امید وفا غلط شماره ۳۶۹ - صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلط شماره ۳۷۰ - در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط شماره ۳۷۱ - جگر به خنده همی سوز و بر کران می غلط شماره ۳۷۲ - درود پاک تو بر ریش باصفا واعظ شماره ۳۷۳ - نی خاطرم از کتاب محظوظ شماره ۳۷۴ - اگر تو نشنوی از ناله های زار چه حظ شماره ۳۷۵ - هنوز عارف و عامی نداشتند نزاع شماره ۳۷۶ - به فالی از لب تو تا ابد هما قانع شماره ۳۷۷ - پای کوبان دست افشان در سماع شماره ۳۷۸ - فریب دختر رز خواهشیست نامسموع شماره ۳۷۹ - کند همیشه به دل چشم روسیاه نزاع شماره ۳۸۰ - گوید سحر که شب گذر افکنده ای به باغ شماره ۳۸۱ - راز دیرینه ز رخ پرده برانداخت دریغ شماره ۳۸۲ - نه گل این جا ز عشق خار فارغ شماره ۳۸۳ - جان به لب از شوق و می آرند پیغامم دروغ شماره ۳۸۴ - نالم ز چرخ اگر نه بر افغان خورم دریغ شماره ۳۸۵ - آنی به اثر داری و شأنی به تصرف شماره ۳۸۶ - فتنه با زلف تو گرفته طرف شماره ۳۸۷ - تو این گشاد و گره ها به دام فکر مباف شماره ۳۸۸ - هر که تایب گردد از می بر رخ او رنگ حیف شماره ۳۸۹ - کرشمه تو برد از قمارخانه حریف شماره ۳۹۰ - لب ساقی روان ها، دل چشمه حقایق شماره ۳۹۱ - صبح اول کرده عشقت عشوه ای در کار عشق شماره ۳۹۲ - رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق شماره ۳۹۳ - ره نداد آه قدرم بر سر خوان تو ملک شماره ۳۹۴ - نگشت دامن گردی درین بیابان چاک شماره ۳۹۵ - درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک شماره ۳۹۶ - رسید فصل گل و عیش گلشنم نزدیک شماره ۳۹۷ - نقش دیبا چنان کشید فرنگ شماره ۳۹۸ - تا عشق چه ها کند به بلبل شماره ۳۹۹ - مرحبا ساقی خجسته جمال شماره ۴۰۰ - گر کشف حجب خواهی بستان می ناب اول شماره ۴۰۱ - درین بستان به جهد از خار بگسل شماره ۴۰۲ - به لغزش دست از دلدار مگسل شماره ۴۰۳ - نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل شماره ۴۰۴ - زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل شماره ۴۰۵ - نخست عشق به میخانه کرد نزول شماره ۴۰۶ - کتاب خوانده شد و، شبهه ای نشد مغفول شماره ۴۰۷ - منادیست در آن کو که خون زنده سبیل شماره ۴۰۸ - صبح چو دم برآورد همرهی صبا کنم شماره ۴۰۹ - ما حال خویش بی سر و بی پا نوشته ایم شماره ۴۱۰ - ما به برهان و خبر پیرو ترسا نشویم شماره ۴۱۱ - گهی بر فرش سنبل، گاه بر روی گیا افتم شماره ۴۱۲ - ما چو سیل این خار از اول به پشت پا زدیم شماره ۴۱۳ - نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردم شماره ۴۱۴ - از ما حذر که دست ز آداب شسته ایم شماره ۴۱۵ - ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده ایم شماره ۴۱۶ - می روم زین کوی و وز رشک محبت می روم شماره ۴۱۷ - باز از جرم شکایت ناامید از رحمتم شماره ۴۱۸ - تا به کی خیمه چو گل بر گذر باد زنم شماره ۴۱۹ - سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم شماره ۴۲۰ - بسیار نظره کردم در گرم و سرد عالم شماره ۴۲۱ - ز خراش دم به رقت، ز گداز دل به دردم شماره ۴۲۲ - سوخت چون شمع پای تا بسرم شماره ۴۲۳ - آتشین گفتار خاکی پیکرم شماره ۴۲۴ - به گل پیراهنی امیدوارم شماره ۴۲۵ - من روز ره خانه خمار ندانم شماره ۴۲۶ - در دشمن زنم و دوستی اظهار کنم شماره ۴۲۷ - رضا به عشق کدام است و اختیار کدام شماره ۴۲۸ - هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدم شماره ۴۲۹ - همیشه تار و پود کار ناهموار می بستم شماره ۴۳۰ - زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم شماره ۴۳۱ - چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم شماره ۴۳۲ - شب در بتخانه ای را با دو چشم تر زدم شماره ۴۳۳ - به تمنای غلط بر همه کس میر شدیم شماره ۴۳۴ - نه مقامی که در آن زاد سفر تازه کنیم شماره ۴۳۵ - جز نسخه احوال کسان پیش ندارم شماره ۴۳۶ - غساله شوی ته کاسه و ایاغ شدم شماره ۴۳۷ - بی روی تو پروانه ای امشب به چراغم شماره ۴۳۸ - ز جا نتوانم از کم نشئگی چالاک برخیزم شماره ۴۳۹ - شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم شماره ۴۴۰ - خود را کباب ازین دل خودکام کرده ایم شماره ۴۴۱ - خواهم که به آزادی دل نام برآرم شماره ۴۴۲ - خاک دیگر بر سر مژگان بی غم می کنم شماره ۴۴۳ - امروز پیشت از غم خود دم نمی زنم شماره ۴۴۴ - تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام شماره ۴۴۵ - ز خیل نغمه سنجان رفتم و طرز کهن بردم شماره ۴۴۶ - سخن دوست گران بود فراوان کردم شماره ۴۴۷ - مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم شماره ۴۴۸ - هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم شماره ۴۴۹ - شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم شماره ۴۵۰ - کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم شماره ۴۵۱ - ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم شماره ۴۵۲ - رخ نما تا رونما جان آوریم شماره ۴۵۳ - به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم شماره ۴۵۴ - همیشه گریه تلخی در آستین دارم شماره ۴۵۵ - تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم شماره ۴۵۶ - مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام شماره ۴۵۷ - ما برق جای نور به کاشانه برده ایم شماره ۴۵۸ - یک گلیم، اما به رتبت چون خم و پیمانه ایم شماره ۴۵۹ - ساقی به زحمت آمده ام تا به پای خم شماره ۴۶۰ - دهشت از صیدم مکن بی زخم کاری نیستم شماره ۴۶۱ - دست در طره آشفته یاری نزدیم شماره ۴۶۲ - کنم بی باده بدمستی که سودایی دگر دارم شماره ۴۶۳ - عشق تو شیرازه اجزای من شماره ۴۶۴ - نه مراست حسن خصلی به عیار سربلندان شماره ۴۶۵ - پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن شماره ۴۶۶ - صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من شماره ۴۶۷ - درمان ضعف دل به لب نوشخند کن شماره ۴۶۸ - نوش می ریزد حدیثت در گزند خویشتن شماره ۴۶۹ - بسی الطاف و احسان کرد حیرانم چه دید از من شماره ۴۷۰ - منه به رنگ جهان دل، دی و بهاران بین شماره ۴۷۱ - دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن شماره ۴۷۲ - دلم شد زودرنج آزار او کن شماره ۴۷۳ - به گریه در دل تو گر اثر توان کردن شماره ۴۷۴ - چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن شماره ۴۷۵ - می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من شماره ۴۷۶ - ساقی صلای عام است کاری به کام گردان شماره ۴۷۷ - مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن شماره ۴۷۸ - با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن شماره ۴۷۹ - بیمار بی دردی دلا درمان نخواهی یافتن شماره ۴۸۰ - غم از دل بر کران نتوان نهادن شماره ۴۸۱ - چند فارغ از نشاط درد و درمان زیستن شماره ۴۸۲ - عمر اگر باقیست رنجش ها کهن خواهد شدن شماره ۴۸۳ - در چراغ حکمت از مغز خرد روغن مکن شماره ۴۸۴ - دلا رو زان خم ابرو بگردان شماره ۴۸۵ - سبو بیار و پر از آب زندگانی کن شماره ۴۸۶ - عیش تنگم کز دل افشردن چکد خوناب ازو شماره ۴۸۷ - به دل فگار دارم گله بی نهایت از تو شماره ۴۸۸ - دوش کردیم دل و دیده به دیدار گرو شماره ۴۸۹ - همنفسی به جان خرم قافله تتار کو؟ شماره ۴۹۰ - به دوریت نتوان بود نیز دور از تو شماره ۴۹۱ - نوید عهد گل از نورسان باغ شنو شماره ۴۹۲ - نیست دوران را نشاطی رطل مالامال کو؟ شماره ۴۹۳ - از صبح روزگار گشاد جبین مجو شماره ۴۹۴ - به دست طبع عنان داده ای دریغ از تو شماره ۴۹۵ - از نصیحت برفروزد روی تو شماره ۴۹۶ - حسن از خط شود قوی بازو شماره ۴۹۷ - کاریست بر ملا گذران در خفا گره شماره ۴۹۸ - دلی دارم ازو دل ها شکسته شماره ۴۹۹ - پرده بردار و صلای می به شیخ و شاب ده شماره ۵۰۰ - تا شوی هم انس آگاهی اطلاق خواب ده شماره ۵۰۱ - عشق افسر ز سر جم به اشارت برده شماره ۵۰۲ - فکر و غم را سر به جان مردم ناشاد ده شماره ۵۰۳ - از خوی تند و سرکشت کس ایمن و خشنود نه شماره ۵۰۴ - از گلستان گل به بازار آمده شماره ۵۰۵ - شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده شماره ۵۰۶ - در بند تو زنجیر گرفتار شکسته شماره ۵۰۷ - آنی که به جان ناز تو را حور کشیده شماره ۵۰۸ - دیوانه ام ز خانه مشوش برآمده شماره ۵۰۹ - روندگان ملولیم روبهم کرده شماره ۵۱۰ - در عهد تو یک سر به گریبان نرسیده شماره ۵۱۱ - تو بر سر کودکان نهاده شماره ۵۱۲ - کیست این از روی رعنایی به جولان آمده شماره ۵۱۳ - دلم گداخته غم وز تنم توان رفته شماره ۵۱۴ - آب رز در خم آتشین نشده شماره ۵۱۵ - کجایی ای گل و مل را به رنگ و بو کرده شماره ۵۱۶ - دل بر این ناخوش آشیانه منه شماره ۵۱۷ - غم به سزا داده یی دل به نوا کرده یی شماره ۵۱۸ - در شهر و کو هنگامه ها بهر تماشا کرده یی شماره ۵۱۹ - دگر خدا بود ای دل سر کجا داری شماره ۵۲۰ - درین میدان پر نیرنگ حیرانست دانایی شماره ۵۲۱ - ازین مجلس نمی خیزد دمی کاحیا کند گوشی شماره ۵۲۲ - بر دماغم دویده شیدایی شماره ۵۲۳ - غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشی شماره ۵۲۴ - دیریست ز گوشه نقابی شماره ۵۲۵ - چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی شماره ۵۲۶ - عقلم وداع عصمت کرد از تنگ شرابی شماره ۵۲۷ - نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی شماره ۵۲۸ - دریغ از صف مردان برون نتاخت یکی شماره ۵۲۹ - دو گرم و رخ زرد از که داری؟ شماره ۵۳۰ - چند ما را به مدارا و فسون بند کنی؟ شماره ۵۳۱ - چو لعبتان خیال اند آدمی و پری شماره ۵۳۲ - از ما نهان ز کثرت اغیار بوده ای شماره ۵۳۳ - به مویی بسته صبرم نغمه تار است پنداری شماره ۵۳۴ - چمن قربانگه دنیای خونخوارست پنداری شماره ۵۳۵ - دریغا در چنین فصلی حریفم یار بایستی شماره ۵۳۶ - گر حسن جمال تو طلبکار نبودی شماره ۵۳۷ - گر پای سرو و دامن یاری گرفته ای شماره ۵۳۸ - به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی شماره ۵۳۹ - کمند عشوه گشادی و فتنه سر دادی شماره ۵۴۰ - به خودبینی به جز بتگر نباشی شماره ۵۴۱ - سوی هرکس به عنایت نظر انداخته ای شماره ۵۴۲ - زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای شماره ۵۴۳ - بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی شماره ۵۴۴ - وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی شماره ۵۴۵ - از کم سخنی و سر به زیری شماره ۵۴۶ - تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی شماره ۵۴۷ - خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی شماره ۵۴۸ - شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی شماره ۵۴۹ - یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی شماره ۵۵۰ - در هیچ مقامم نگذارد به درنگی شماره ۵۵۱ - گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی شماره ۵۵۲ - کی سر غنچه او از هر بیان بیابی شماره ۵۵۳ - گر برون از برقع آن زلف پریشان آمدی شماره ۵۵۴ - جهان به طره عنبرفشان بیارایی شماره ۵۵۵ - نوشی به صد جان رایگان قوت روان کیستی؟ شماره ۵۵۶ - کجایی گنج پنهانی کجایی؟ شماره ۵۵۷ - سحر که سنبلم از جیب پیرهن بکشی شماره ۵۵۸ - سر داده ای و بند نهانی نهاده ای شماره ۵۵۹ - ز نیرنگ نطقش به مضمون نیایی شماره ۵۶۰ - نه گلم کفاف رنگی نه گلم پسند بویی شماره ۵۶۱ - درک هر راز کجا زان عجمی زاده کنی شماره ۵۶۲ - نی سنبل تنباکویی نه آتش رخساره ای شماره ۵۶۳ - به تسیح و مصلا کرده ای میخانه آرایی