هوش مصنوعی:
این شعر از نظیری نیشابوری بیانگر درد و رنج عشق و جدایی است. شاعر از غم و حسرت فراوان سخن میگوید و امید به وصل معشوق را سرمایهای برای ادامه راه میداند. او از تاریکیهای زندگی و سرگشتگی خود میگوید، اما امیدوار است که با نور عشق، راهی روشن شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و اندوه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۲۳۵ - ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
عشق مغناطیس گردد دل اگر آهن شود ۱
سینه پرحسرتی دارم که از اندوه او
تا به نزدیک لب آرم خنده را، شیون شود ۲
بیش شد سرگشتگی چندان که پایم پیش شد
سر به تاریکی نهادم تا رهی روشن شود ۳
یک توجه از تو در کارست و یک عالم مراد
غم ندارم گر اجابت با دعا دشمن شود ۴
شب ترنم های من بیدار دارد خلق را
هرکه را سوزد چراغی ناله ام روغن شود ۵
بس که بی تو جامه تن در بر جان تنگ شد
گر گریبان را بدوزم چاک از دامن شود ۶
وصل اگر خواهی «نظیری » شوق را سرمایه ساز
نور عشق است این چراغ وادی ایمن شود ۷
عشق مغناطیس گردد دل اگر آهن شود ۱
سینه پرحسرتی دارم که از اندوه او
تا به نزدیک لب آرم خنده را، شیون شود ۲
بیش شد سرگشتگی چندان که پایم پیش شد
سر به تاریکی نهادم تا رهی روشن شود ۳
یک توجه از تو در کارست و یک عالم مراد
غم ندارم گر اجابت با دعا دشمن شود ۴
شب ترنم های من بیدار دارد خلق را
هرکه را سوزد چراغی ناله ام روغن شود ۵
بس که بی تو جامه تن در بر جان تنگ شد
گر گریبان را بدوزم چاک از دامن شود ۶
وصل اگر خواهی «نظیری » شوق را سرمایه ساز
نور عشق است این چراغ وادی ایمن شود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۴ - تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۶ - گهی که وقت علاج دماغ من باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.