هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری نیشابوری، بیانگر عشق و شوریدگی شاعر به معشوق است. او خود را مقید به معشوق می‌داند و از عقل و منطق در راه عشق دوری می‌جوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند نسیم یمن، نافه ختن، و ذره در هوای در، عمق عشق و اشتیاق خود را نشان می‌دهد. همچنین، او از سفر و دوری از وطن سخن می‌گوید و آن را راهی برای رهایی از ملالت می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.

شماره ۲۳۶ - گهی که وقت علاج دماغ من باشد

گهی که وقت علاج دماغ من باشد
نسیم در یمن و نافه در ختن باشد ۱

مقیدم به بت خود چنان که می خواهم
نه بت پرست، نه بت گر، نه بت شکن باشد ۲

ز طور عشق همه کار عقل دیگر شد
چو آصفی که سلیمانش اهرمن باشد ۳

مشو به خویش مقید که مرغ زیرک را
خطرگهی است که مشغول خویشتن باشد ۴

سفر گزین که نهال اول ار ملول شود
زمین غربتش آخر به از وطن باشد ۵

چو ذره ام به هوای در تو بازاریست
که دورگردی من رشک انجمن باشد ۶

ز بس که جامه ز شوق تو پاره پاره کنم
به هرچه دست زنم چاک پیرهن باشد ۷

توان ز نامه من یافت اشتیاق مرا
عیار شوق به اندازه سخن باشد ۸

ز ناله بس نکنم زان که کم رسد آسیب
بر آن درخت که مرغی صفیرزن باشد ۹

چو شاخ گل همه مرغان سزد که گوش شوند
که بلبلی چو «نظیری » درین چمن باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.