هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، وفا، رنج‌های عاشقانه، و تلاش برای رسیدن به معشوق می‌پردازد. شاعر از دردها و سختی‌های راه عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق واقعی نیازمند گذشت و فداکاری است. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند فقر و توکل دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۲۴۰ - هرگز به سیر گل دل محزون نمی رود

هرگز به سیر گل دل محزون نمی رود
یار از خیال غمزده بیرون نمی رود ۱

عشق از جهان بریدن و از جان گذشتن است
کار وفا ز پیش به افسون نمی رود ۲

مردان بجا به عزم و توکل رسیده اند
یک دل رمیده نیست که در خون نمی رود ۳

از زخم عشق در بن هر سنگ کشته ایست
از خون ما کجاست که جیحون نمی رود؟ ۴

لذت به خواب میرد و شادی به غافلی
در هر دلی که او به شبیخون نمی رود ۵

در حرف تلخ نوش لبان صد دقیقه است
کوتاه بین ز لفظ به مضمون نمی رود ۶

مرغان دشت را ز غم دل جراحتست
شب نیست کاین خروش به هامون نمی رود ۷

از بس که رد شد از در مقصود حاجتم
آهم ز انفعال به گردون نمی رود ۸

آن را که گوش دل شنود ناله یی بس است
عاشق به درس پیش فلاطون نمی رود ۹

راه وفا ز تفرقه عشق بسته شد
دیریست ناقه بر سر مجنون نمی رود ۱۰

بوی نسیم فقر «نظیری » شنیده است
از ره به تاج و تخت فریدون نمی رود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.