هوش مصنوعی: این متن شعری است که از طبیعت و احساسات شاعرانه سخن می‌گوید. در آن از تصاویری مانند ابر بهاری، چمن، شمع و پروانه استفاده شده است. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، جدایی، وطن‌پرستی و مرگ شهیدان اشاره دارد. شاعر از غربت و دلتنگی برای یار و دیار می‌گوید و در نهایت، به بهشت و حوران جنان اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و غربت نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۳۹ - چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد

چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
بر هر بر بومم که نظر کرد چمن شد ۱

چون شمع که شد رهبر پروانه به آتش
دل سوزی او باعث جان بازی من شد ۲

می خواست شود قایل نظمم به بلاغت
صدپایه به شیب آمد و بر اوج سخن شد ۳

بی جام همه می کش و بی باده همه مست
از نظم نو آیین مغان رسم کهن شد ۴

شک نیست که از نیم نظر کار برآید
آن را که دلیل آصف اعجاز سخن شد ۵

همسایگیش را اثر ابر بهارست
هم خانه گلستان شد و هم خار سمن شد ۶

از یار و دیار ار نکنم یاد عجب نیست
از رشک من امسال غریبی به وطن شد ۷

بر خاک درش جای شهیدان ندهد کس
لطفی است که کافور تن و عطر کفن شد ۸

مهمان بهشتی مخور اندوه «نظیری »
نزهتگه حوران جنان بیت حزن شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - هرگز به سیر گل دل محزون نمی رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.