هوش مصنوعی:
این شعر از نظیری نیشابوری، بیانگر احساسات عاشقانه و ناامیدی شاعر از دستیابی به معشوق و آرزوهای برآورده نشده است. شاعر از نبود می و ساقی، نرسیدن به لب معشوق، و از دست دادن دل در قمار عشق شکایت میکند. همچنین، او از حسرتها و آرزوهای بیثمر خود میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قمار عشق و حسرتهای وجودی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۲۴۳ - ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
چندان که جرعه ای به چشم آب رو نبود ۱
می خواست بوسه رخت اقامت بگسترد
از فرش جبهه راه بر آن خاک کو نبود ۲
دندان زد هزار نگاه گرسنه بود
لعل لبش که باده به آن رنگ و بو نبود ۳
در باخت دل به عشق مقمر هر آن چه داشت
هرگز قمارخانه به این رفت و رو نبود ۴
از بی قراری دلم ابرو ترش نمود
با آن که می فروش مغان تنگ خو نبود ۵
ته جرعه یی نداد که اسرار دوستی
لایق به هرزه مست سر چارسو نبود ۶
تا صبحدم صنم صنمم بود بر زبان
کانجام مجال عابد الله گو نبود ۷
زان حسرتی که در دل من می فروش کرد
بزم میی نشد که لبم خشک ازو نبود ۸
بس آرزو که داشت «نظیری » ولی چه سود
امروز گنج یافت که در آرزو نبود ۹
چندان که جرعه ای به چشم آب رو نبود ۱
می خواست بوسه رخت اقامت بگسترد
از فرش جبهه راه بر آن خاک کو نبود ۲
دندان زد هزار نگاه گرسنه بود
لعل لبش که باده به آن رنگ و بو نبود ۳
در باخت دل به عشق مقمر هر آن چه داشت
هرگز قمارخانه به این رفت و رو نبود ۴
از بی قراری دلم ابرو ترش نمود
با آن که می فروش مغان تنگ خو نبود ۵
ته جرعه یی نداد که اسرار دوستی
لایق به هرزه مست سر چارسو نبود ۶
تا صبحدم صنم صنمم بود بر زبان
کانجام مجال عابد الله گو نبود ۷
زان حسرتی که در دل من می فروش کرد
بزم میی نشد که لبم خشک ازو نبود ۸
بس آرزو که داشت «نظیری » ولی چه سود
امروز گنج یافت که در آرزو نبود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - نگاهت چشم جادو برنتابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.