هوش مصنوعی:
این شعر از نظیری نیشابوری بیانگر ناامیدی و گلایه از بیوفایی و جفای معشوق است. شاعر از این که معشوق هرگز وفاداری نکرده و دل به مهر او نسپرده شکایت دارد. او اشاره میکند که با وجود همه جفاها، هرگز از سرنوشت شکایت نمیکند و عشق واقعی بدون بلا و رنج معنا ندارد. شاعر همچنین به استقلال و بینیازی خود افتخار میکند و میگوید که به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد. در پایان، شاعر از حرص و طمع دوری میکند و اشاره میکند که غم دنیا هرگز پایان نمیپذیرد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و جفای معشوق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۲۸۷ - تو درنیافته ای لذت وفا هرگز
تو درنیافته ای لذت وفا هرگز
دلت به مهر نگردیده آشنا هرگز ۱
همه فرایض جور و جفا به جای آری
نمی شود ز تو بدعهدی قضا هرگز ۲
به هر بلا که کنی مبتلا ملاطفتست
که چاشنی ندهد عشق بی بلا هرگز ۳
خلل پذیر نگردد به هیچ عصیان عشق
که این چراغ نمی میرد از هوا هرگز ۴
به بی نیازی همت چنان غنی شده ام
که التفات ندارم به کیمیا هرگز ۵
گران فروخته ما جان و دل به جلوه تو
تو چون کریم نگردیده بر قفا هرگز ۶
«نظیری » از پی حرص مراد کمتر رو
نمی رسد غم عالم به انتها هرگز ۷
دلت به مهر نگردیده آشنا هرگز ۱
همه فرایض جور و جفا به جای آری
نمی شود ز تو بدعهدی قضا هرگز ۲
به هر بلا که کنی مبتلا ملاطفتست
که چاشنی ندهد عشق بی بلا هرگز ۳
خلل پذیر نگردد به هیچ عصیان عشق
که این چراغ نمی میرد از هوا هرگز ۴
به بی نیازی همت چنان غنی شده ام
که التفات ندارم به کیمیا هرگز ۵
گران فروخته ما جان و دل به جلوه تو
تو چون کریم نگردیده بر قفا هرگز ۶
«نظیری » از پی حرص مراد کمتر رو
نمی رسد غم عالم به انتها هرگز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۶ - آن را که برد به مسند راز
گوهر بعدی:شماره ۲۸۸ - بخت ما سست و عشق تو فیروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.