هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری نیشابوری، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و وابستگی شدید به اوست. شاعر از بی‌پناهی خود سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد تا او را از خود برون آورد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند قضا و قدر، رستاخیز و عشق بی‌پایان دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۸۹ - ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز

ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
که من به قول دف و چنگ نشکنم پرهیز ۱

غبار بر می همچون زلال ننشیند
قضا ز بام به غربال گو بلا می بیز ۲

ز هول صور سرافیل بی خبر مانیم
چو دامن تو بگیریم روز رستاخیز ۳

ببخش جاذبه یی تا ز خود برون آییم
که نیست غیرگریبان چاک دست آویز ۴

به دام و قید تو آییم و در تو نیست شدیم
که از کمند تو جز در تو نیست روی گریز ۵

تو را به کشتن ما خجلت و محابا نیست
که هست گردن ما نرم و تیغ قهر تو نیز ۶

کنون نیاز ریایی ما بر آتش نه
که سوی روضه نیاریم کاه دودانگیز ۷

چگونه ساعد شیرین به گردن اندازد
جفاکشی که به گردن همی کشد شبدیز ۸

«نظیری » از تو قدح برنبید تنگ شده
تو در کنار نمی گنجی از میان برخیز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۸ - بخت ما سست و عشق تو فیروز
گوهر بعدی:شماره ۲۹۰ - چرخ پرویز نیست آتش بیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.