هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و جدایی سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که با وجود تمام سختی‌ها و اشک‌هایی که ریخته، هنوز عاشق است و از عشق خود دست نکشیده است. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که به فریادهایش گوش دهد و به او رحم کند، چرا که او بسیار درمانده و نیازمند است.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات شدید و درد عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

غزل ۲۲۲ - دلبرا تا نامهٔ عزل از وصالت خوانده‌ام

دلبرا تا نامهٔ عزل از وصالت خوانده‌ام
ای بسا خون دلا کز دیده بر رخ رانده‌ام ۱

بر نشان هرگز ندیدم بر دل بی رحم تو
گر چه هر تیری که اندر جعبه بد بفشانده‌ام ۲

ظن مبر جانا که من برگشته‌ام از عاشقی
یا دل از دست غم هجران تو برهانده‌ام ۳

زان همی کمتر کنم در عشق فریاد و خروش
کاتش دل را به آب دیدگان بنشانده‌ام ۴

حق خدمتهای بسیار مرا ضایع مکن
زان که روزی خوانده بودم گرچه اکنون رانده‌ام ۵

هم تو رس فریاد حالم حرمت دیرینه را
رحم کن بر من نگارا ز آنکه بس درمانده‌ام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - بس که من دل را به دام عشق خوبان بسته‌ام
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.