هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات و تجربیات شخصی خود سخن می‌گوید، از مستی و بی‌خبری، سردرگمی در زندگی، ناتوانی در یافتن راه و مقصود، و احساس تنهایی و ناامیدی. او به بی‌ثمری عمر خود اشاره می‌کند و از ناتوانی در درک معنای زندگی و جهان اطرافش می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۴۲۵ - من روز ره خانه خمار ندانم

من روز ره خانه خمار ندانم
مستی و طرب جز به شب تار ندانم ۱

مست آمدم و مست ازین مرحله رفتم
من قافله و قافله سالار ندانم ۲

پیداست که بر کشتی صد پاره سوارم
پا و سر این قلزم خون خوار ندانم ۳

نی کسب کمالی شد و نی طی طریقی
از راه بجز جنبش و رفتار ندانم ۴

چون کودک پرخشم بود گریه حدیثم
صد عرض هوس دارم و گفتار ندانم ۵

عمرم به صفیر قفس و دام گذشتست
من زمزمه ای در خور گلزار ندانم ۶

در سردی هنگامه همین کام فروشم
من گرمی و شیرینی بازار ندانم ۷

خاموش ز غوغا که درین باغ «نظیری »
یک نغمه به صد شاخ سزاوار ندانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - به گل پیراهنی امیدوارم
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - در دشمن زنم و دوستی اظهار کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.