هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و جدایی مینالد و احساسات عمیق خود را از سوزش دل و جان بیان میکند. او از سوختن در آتش هجران، نالههای درونی، و تباهی خانه و زندگی در اثر این جدایی سخن میگوید. همچنین، به بیگناهی خود اشاره کرده و از ترس و اضطراب ناشی از این وضعیت رنج میبرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و تمثیلهای شعری دارد.
شماره ۴۵۱ - ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم
ضبط حرفی می کنم کز وی زبان می سوزدم
شکوه ای در دل گره دارم که جان می سوزدم ۱
پاس تن از دور می دارد شب هجر تو جان
بسکه از داغ جدایی استخوان می سوزدم ۲
جای شیون دود آهم از دهان سر می زند
بسکه از سوز درون بر لب فغان می سوزدم ۳
خواستم شمعی که از وی خانه ام روشن شود
وه چه دانستم که رخت و خانمان می سوزدم ۴
مهربانان زودتر بخشید خونم را به او
بی گناهم کشته و از بیم آن می سوزدم ۵
کرده ام در بی خودی آهی که از وی دور باد
کرد لب تب خال و از دل تا زبان می سوزدم ۶
از که می نالد «نظیری »؟ باز مرغ دام کیست؟
عیب گویی های آن آتش بیان می سوزدم ۷
شکوه ای در دل گره دارم که جان می سوزدم ۱
پاس تن از دور می دارد شب هجر تو جان
بسکه از داغ جدایی استخوان می سوزدم ۲
جای شیون دود آهم از دهان سر می زند
بسکه از سوز درون بر لب فغان می سوزدم ۳
خواستم شمعی که از وی خانه ام روشن شود
وه چه دانستم که رخت و خانمان می سوزدم ۴
مهربانان زودتر بخشید خونم را به او
بی گناهم کشته و از بیم آن می سوزدم ۵
کرده ام در بی خودی آهی که از وی دور باد
کرد لب تب خال و از دل تا زبان می سوزدم ۶
از که می نالد «نظیری »؟ باز مرغ دام کیست؟
عیب گویی های آن آتش بیان می سوزدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۰ - کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۵۲ - رخ نما تا رونما جان آوریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.