هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به نقد رفتارهای نادرست و ریاکارانه میپردازد. او از تأخیر در وفای به عهد، تزویر در برخورد با مردم، و ظلمی که با دلهای دیگران میشود، شکایت دارد. همچنین، اشارهای به عشق و دلبستگی به معشوق و بیثمر بودن تلاشها در این راه دارد. در پایان، شاعر به مرگ و بیفایده بودن تعمیر خرابههای دنیوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتزاعی، انتقادی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند «تزویر»، «ظلم»، و «مرگ» ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۴۳ - بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی
بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی
تا می کنی به وعده وفا پیر می کنی ۱
رنجش طبیعتی تو و بیداد خوی تست
با خلق صلح از سر تزویر می کنی ۲
خود ظلم کرده از دل ما غبن می کشی
دل مفت برده دعوی توفیر می کنی ۳
ما را حدیث چون و چرا از حساب نیست
در ملک خود تصرف و تدبیر می کنی ۴
گر بر جمال بتکده ما نظر کنی
لبیک می فرستی و تکبیر می کنی ۵
گر قاصر از تصور اویی عجب مدان
نقشی که نیست باب تو تصویر می کنی ۶
از زلف او نمی رهی ار صد هزار سال
شبدیز می دوانی و شب گیر می کنی ۷
جز یک لحد مقام «نظیری » به جم نماند
بی حاجت این خرابه چه تعمیر می کنی ۸
تا می کنی به وعده وفا پیر می کنی ۱
رنجش طبیعتی تو و بیداد خوی تست
با خلق صلح از سر تزویر می کنی ۲
خود ظلم کرده از دل ما غبن می کشی
دل مفت برده دعوی توفیر می کنی ۳
ما را حدیث چون و چرا از حساب نیست
در ملک خود تصرف و تدبیر می کنی ۴
گر بر جمال بتکده ما نظر کنی
لبیک می فرستی و تکبیر می کنی ۵
گر قاصر از تصور اویی عجب مدان
نقشی که نیست باب تو تصویر می کنی ۶
از زلف او نمی رهی ار صد هزار سال
شبدیز می دوانی و شب گیر می کنی ۷
جز یک لحد مقام «نظیری » به جم نماند
بی حاجت این خرابه چه تعمیر می کنی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۲ - زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای
گوهر بعدی:شماره ۵۴۴ - وقت آن آمد که خرگه با گل سوری زنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.