هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ضعف پیری و میل به جوانی می‌گوید، از اشتباهات گذشته و رندی‌هایش اظهار پشیمانی می‌کند و به امید الطاف الهی دل بسته است. او از فقیهان می‌خواهد که راهنمایی‌اش کنند و از عشق و شراب به عنوان نمادهای زندگی یاد می‌کند. در پایان، شاعر به زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند و از «نظیری» می‌خواهد که داستان را با ظرافت تمام کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌هایی به شراب و رندی دارد که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۵۴۸ - شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی

شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
بلا گردید ضعف پیری و طغیان مشتاقی ۱

ز بی باکی و رندی منفعل بودم چه دانستم
که در پیری کشد کارم به سالوسی و زراقی ۲

فقیهان شاهد عادل نویسندم صلاح آنست
که در باقی کنم من بعد حرف شاهد و ساقی ۳

به الطاف خداوندی امید واثقی دارم
فراموشم نمی گردد بشارت های مشتاقی ۴

نوازش کن کزان لب های شیرین تلخ نافع تر
حیات خضر یابم گر دهی زهرم به تریاقی ۵

جمال بوستان دیدم نه بخت و کار من ماند
بنفشه در سیه کاری و گل در ساده اوراقی ۶

«نظیری » واله صوت و سخن چندین مکن خاطر
که ماند قصه را در جای نازک داستان باقی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۴۷ - خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی
گوهر بعدی:شماره ۵۴۹ - یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.