هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری، شاعر فارسی‌زبان، سرشار از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیباست. شاعر از عشق و دل‌باختگی، طبیعت و گل‌ها، و مفاهیم عرفانی مانند کعبه و بتخانه سخن می‌گوید. او از غم و شادی، آرزوها و ناامیدی‌هایش می‌نویسد و از ساقی و می‌خواهد تا فیض عشق را به او ارزانی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.

شماره ۵۵۱ - گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی

گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی
گاه سوزم در هوای عارضت بر سر گلی ۱

کوتهست ایام گلشن رایگان نتوان نشست
دیدن گل منع اگر باشد نوای بلبلی ۲

دل که آشوبی ندارد چیست؟ کاخ بی هوا
سر که سودایی ندارد چیست؟ کاس بی ملی ۳

از شط غم کشتی می بر کنار آرد مگر
ورنه از تدبیر نتوان بست بر دریا پلی ۴

فرض صبحم گر قضا گردد صبوحی کی شود
چارقل خوانم تمام شب به عشق قلقلی ۵

نافه چین آستینم گشت و ناف گل بغل
تا برو دوشم معطر شد به مشکین کاکلی ۶

بنده آن تاب گیسو و خم بازو شوم
همچو شاخ سنبلی پیچیده بر شاخ گلی ۷

کعبه و زمزم زنخدان و رخش پنداشتم
دیده شد بتخانه کشمیر و چاه بابلی ۸

فیض از ساقی «نظیری » جوی نی از سامری
خاک پای جبرئیلت هست گرد دلدلی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۵۰ - در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
گوهر بعدی:شماره ۵۵۲ - کی سر غنچه او از هر بیان بیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.