خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج، ضعف و ناتوانی، و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از تیغ بیباک، سرنوشت محتوم، و ضعف شدید خود میگوید که حتی پس از مرگ نیز رستن سبزه از خاک او را بیرون میآورد. او از عشق کوتاه و ناکام خود مینالد و ترس از رسیدن به وصال را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا تأثیرات منفی عاطفی شود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، ضعف شدید، و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۴۳ - دولتی نیست به از تیغ تو بیباک مرا
دولتی نیست به از تیغ تو بیباک مرا
سرنوشتی نبود جز خم فتراک مرا ۱
آنچنان گشته ام از ضعف، که بعد از مردن
رستن سبزه،برون آورد از خاک مرا ۲
هر نفس آب حیاتی کشم از تیغ کسی
به رخ دل در فیضی است ز هر چاک مرا ۳
نه چنان بر سر کوی تو ز خود گم گشتم
که به غربال توان یافت از آن خاک مرا ۴
بسکه کوتاه بود روز وصالش واعظ
ترسم از جیب به دامن نرسد چاک مرا ۵
سرنوشتی نبود جز خم فتراک مرا ۱
آنچنان گشته ام از ضعف، که بعد از مردن
رستن سبزه،برون آورد از خاک مرا ۲
هر نفس آب حیاتی کشم از تیغ کسی
به رخ دل در فیضی است ز هر چاک مرا ۳
نه چنان بر سر کوی تو ز خود گم گشتم
که به غربال توان یافت از آن خاک مرا ۴
بسکه کوتاه بود روز وصالش واعظ
ترسم از جیب به دامن نرسد چاک مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - نیست غیر از وصل آبی آتش جوش مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - چو وصف لعل تو شیرین کند کلام مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.