خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام مینالد. او از اشکهای خونین، تلاش بیثمر برای رسیدن به معشوق، و رنجهای عشق سخن میگوید. در نهایت، به رغم تمام سختیها، جانفشانی برای معشوق را ارزشمند میداند و از بیسامانی خود و وعظ واعظ بیسر و سامان شکایت میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عشق، و مفاهیم انتزاعی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم متن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۴۵ - دلخراشی کرد از بس در شب هجران مرا
دلخراشی کرد از بس در شب هجران مرا
پنجه شد از قطره های خون گل مرجان مرا ۱
در پی سودای زلفش، بسکه چشم من دوید
چشمه یی گردید زیر موی هر مژگان مرا ۲
با وصالش سختی دوران بمن دشوار نیست
دادن جان پیش جانان، خوشتر است از جان مرا ۳
بسکه کاهیدم زدرد عشق چون تار نگاه
مانم از رفتن، غباری گیرد ار دامان مرا؟ ۴
میر سامانی،چو بیسامانی من کس نداشت
فکر سامان کرد واعظ بی سر و سامان مرا ۵
پنجه شد از قطره های خون گل مرجان مرا ۱
در پی سودای زلفش، بسکه چشم من دوید
چشمه یی گردید زیر موی هر مژگان مرا ۲
با وصالش سختی دوران بمن دشوار نیست
دادن جان پیش جانان، خوشتر است از جان مرا ۳
بسکه کاهیدم زدرد عشق چون تار نگاه
مانم از رفتن، غباری گیرد ار دامان مرا؟ ۴
میر سامانی،چو بیسامانی من کس نداشت
فکر سامان کرد واعظ بی سر و سامان مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - چو وصف لعل تو شیرین کند کلام مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - جوهر از تیغ زبان شد،ریخت تا دندان مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.