هوش مصنوعی:
این شعر به موضوع پیری و تأثیرات آن بر زندگی فرد میپردازد. شاعر از ضعف جسمانی، از دست دادن تواناییها، و بیمعنی شدن زندگی در پیری سخن میگوید. همچنین، به انتقاد از نصیحتهای دیگران و احساس بینیازی از تعلقات دنیوی اشاره دارد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، نگاه انتقادی به زندگی و پیری، و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. این محتوا更适合 افرادی که تجربههای زندگی بیشتری دارند و میتوانند با مضامین آن ارتباط برقرار کنند.
شماره ۴۶ - جوهر از تیغ زبان شد،ریخت تا دندان مرا
جوهر از تیغ زبان شد،ریخت تا دندان مرا
گفت وگو، شد همچو سطر بی نقط بدخوان مرا ۱
در نصیحت گوییم هریک زبانی شد جدا
تا ز پیری گشت دندان در دهن جنبان مرا ۲
راه ندهم بعد از این تا آرزوها را در آن
بردر دل کرده پیری از عصا دربان مرا ۳
گشته از بس لازم چشم گهرافشان مرا
فرق نتوان کرد تار اشک از مژگان مرا ۴
دست و پا امروز باید زد، که از پیری دگر
دست و پا فردا نخواهد بود در فرمان مرا ۵
از کتاب هستی ام آن سطر بی معنی که دهر
از گداز زندگانی زد خط بطلان مرا ۶
هرچه واعظ میکند پیری ز من کم، مفت من
چون ز خود قطع تعلق میشود آسان مرا ۷
گفت وگو، شد همچو سطر بی نقط بدخوان مرا ۱
در نصیحت گوییم هریک زبانی شد جدا
تا ز پیری گشت دندان در دهن جنبان مرا ۲
راه ندهم بعد از این تا آرزوها را در آن
بردر دل کرده پیری از عصا دربان مرا ۳
گشته از بس لازم چشم گهرافشان مرا
فرق نتوان کرد تار اشک از مژگان مرا ۴
دست و پا امروز باید زد، که از پیری دگر
دست و پا فردا نخواهد بود در فرمان مرا ۵
از کتاب هستی ام آن سطر بی معنی که دهر
از گداز زندگانی زد خط بطلان مرا ۶
هرچه واعظ میکند پیری ز من کم، مفت من
چون ز خود قطع تعلق میشود آسان مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - دلخراشی کرد از بس در شب هجران مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - گداخت آتش عشق تو مغز جان مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.