این متن شعری است که به ناپایداری لذات دنیوی و اهمیت فروتنی و هنر در زندگی اشاره دارد. شاعر از غفلت انسانها و تأثیر آن بر از دست رفتن آرامش جهان میگوید و تأکید میکند که تنها با خاکساری و فروتنی میتوان به عیش گوارا رسید. همچنین، متن به بیفایده بودن برخی امور در صورت نداشتن هنر و توانایی اشاره میکند و در پایان، خیال معشوق را به عنوان عاملی برای شیرین کردن خواب توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناپایداری لذات دنیوی و تأکید بر فروتنی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۹ - بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین را
نسب به خنده رسد، گریه های خونین را ۱
ز غفلت تو جهان گشته جای آسایش
نموده خواب گران نرم سنگ بالین را ۲
تراست عیش گوارا، چو خاکسار شوی
که آب سرد بود کوزه سفالین را ۳
نسب چه سود دهد، چون تو بی هنر باشی؟
ز آب جو، چه برش تیغهای چوبین را؟ ۴
خیال لعل لب یار واعظ امشب باز
بدیده ام، چو نمک ساخت خواب شیرین را ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.