خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از رنجها و ناملایمات زندگی سخن میگوید. شاعر از دلتنگی، تهمت، بیعدالتی و بیتوجهی دیگران به رنجهایش گلایه میکند. او اشاره میکند که با وجود ریشهدواندن در قناعت، همچون شمع ذوب میشود و کسی به فریادش گوش نمیدهد. همچنین، از خاموشی و انفعال خود در برابر این مشکلات میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تهمت، انفعال و نالههای درونی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۷۶ - بالید از رخ تو دل پر ملال ما
بالید از رخ تو دل پر ملال ما
از آفتاب به در شد آخر هلال ما ۱
ما ریشه در زمین قناعت دوانده ایم
چون شمع آب میخورد از خود نهال ما ۲
بر چهره شکسته ما، رنگ تهمت است
مالیده خون بما اثر انفعال ما ۳
ما تخم در زمین دیاری فشانده ایم
کابر بهار نیز نگرید بحال ما ۴
هرگز بناله دردسر کس نداده ایم
خاموشی است همچو قلم قیل و قال ما ۵
از بس بحال واعظ دلخسته ناله کرد
افتاد از زبان قلم هرزه نال ما ۶
از آفتاب به در شد آخر هلال ما ۱
ما ریشه در زمین قناعت دوانده ایم
چون شمع آب میخورد از خود نهال ما ۲
بر چهره شکسته ما، رنگ تهمت است
مالیده خون بما اثر انفعال ما ۳
ما تخم در زمین دیاری فشانده ایم
کابر بهار نیز نگرید بحال ما ۴
هرگز بناله دردسر کس نداده ایم
خاموشی است همچو قلم قیل و قال ما ۵
از بس بحال واعظ دلخسته ناله کرد
افتاد از زبان قلم هرزه نال ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.