هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق، رنجهای زندگی، دورویی مردم، و انتظار مرگ سخن میگوید. شاعر از نبود معشوق، رنجهای درونی، و فریبندگی زمانه شکایت دارد و احساس میکند که جهان پر از وعظهای بیحاصل است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۸۲ - نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
نبود صفت لعل تو، حد سخن ما
این لقمه فزونست بسی از دهن ما ۱
از خون دلم خورده مگر آب، که دایم
خیزد عوض سبزه غبار از چمن ما ۲
شد وقت گذشت از همه، دندان اجل کو؟
بر رشته جان سخت گره گشته تن ما ۳
تن خود به میان نیست، مگر از پس مردن
نامی بنویسند ز ما، بر کفن ما ۴
درد تو ز بس در گل ما ریشه دوانده است
ماند چو زبان ناله ما، در دهن ما ۵
در راه سلوک، اهل زمان بسکه دورویند
گردیده یکی راهبر و راهزن ما ۶
گشتیم سراپای جهان را همه واعظ
شهری چو سفر نیست برای وطن ما ۷
این لقمه فزونست بسی از دهن ما ۱
از خون دلم خورده مگر آب، که دایم
خیزد عوض سبزه غبار از چمن ما ۲
شد وقت گذشت از همه، دندان اجل کو؟
بر رشته جان سخت گره گشته تن ما ۳
تن خود به میان نیست، مگر از پس مردن
نامی بنویسند ز ما، بر کفن ما ۴
درد تو ز بس در گل ما ریشه دوانده است
ماند چو زبان ناله ما، در دهن ما ۵
در راه سلوک، اهل زمان بسکه دورویند
گردیده یکی راهبر و راهزن ما ۶
گشتیم سراپای جهان را همه واعظ
شهری چو سفر نیست برای وطن ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - سرکرد وصف خوبی رویت، زبان ما
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - خاکساری شده سرمایه آسودن ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.