هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، فراق و رنجهای روحی سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند ابروی سیاه، شبهای دراز و اشک شمع، احساس تنهایی و دلتنگی خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به اسارت روح در قفس جسم و رهایی از دام علایق دنیوی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۶۹ - چون دو ابروی سیاهت که بهم پیوسته است
چون دو ابروی سیاهت که بهم پیوسته است
بی تو شبهای درازم همه بر هم بسته است ۱
میدود دل پی طفلی، که ز شوخی سخنش
تا رسیده است بخاطر، ز زبانم جسته است ۲
اشک شمعم، که برآن شعله خو تابم نیست
میروم دور شوم، پای گریزم بسته است ۳
آنچنان رفته زما بیخبر این عمر عزیز
که غباری هم از او بردل ما ننشسته است ۴
چون در خانه آیینه بود درگه خلق
مینماید بنظر باز، ولیکن بسته است ۵
مرغ جان در قفس جسم اسیر است، ولی
شکر واعظ که دل از دام علایق رسته است ۶
بی تو شبهای درازم همه بر هم بسته است ۱
میدود دل پی طفلی، که ز شوخی سخنش
تا رسیده است بخاطر، ز زبانم جسته است ۲
اشک شمعم، که برآن شعله خو تابم نیست
میروم دور شوم، پای گریزم بسته است ۳
آنچنان رفته زما بیخبر این عمر عزیز
که غباری هم از او بردل ما ننشسته است ۴
چون در خانه آیینه بود درگه خلق
مینماید بنظر باز، ولیکن بسته است ۵
مرغ جان در قفس جسم اسیر است، ولی
شکر واعظ که دل از دام علایق رسته است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - طرف از شکستگان جهان کس نبسته است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - خود هیچ و، نقاب از خط شبرنگ گرفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.