خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجش دل سخن میگوید. شاعر از نقاب و خط شبرنگ، لعل شکرین، و درد دل یاد میکند. همچنین، اشارهای به واعظ و پندهای او دارد. در نهایت، شاعر از حسن و باده میگوید و اینکه چگونه دل را اسیر میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و احساسات پیچیده داشته باشد.
شماره ۱۷۰ - خود هیچ و، نقاب از خط شبرنگ گرفته است
خود هیچ و، نقاب از خط شبرنگ گرفته است
برما شکرین لعل تو، پر تنگ گرفته است ۱
ترسم ندهد حصه به اعضای دگر هیچ
دل، درد تو را سخت ببر تنگ گرفته است ۲
باشد غرضش دل، که ز ابرو مژگانست
پیوسته کمانی بسر چنگ گرفته است ۳
آن حسن غنی طبع، که من دیدم از آن شوخ!
از باده چسان که مأوی بته سنگ گرفته است ۴
دارد بزبان پند و، بدل بند علایق
واعظ ز جهان گوشه از این ننگ گرفته است ۵
برما شکرین لعل تو، پر تنگ گرفته است ۱
ترسم ندهد حصه به اعضای دگر هیچ
دل، درد تو را سخت ببر تنگ گرفته است ۲
باشد غرضش دل، که ز ابرو مژگانست
پیوسته کمانی بسر چنگ گرفته است ۳
آن حسن غنی طبع، که من دیدم از آن شوخ!
از باده چسان که مأوی بته سنگ گرفته است ۴
دارد بزبان پند و، بدل بند علایق
واعظ ز جهان گوشه از این ننگ گرفته است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - چون دو ابروی سیاهت که بهم پیوسته است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - لوح دنیا از خط مهر و محبت ساده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.