هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، جدایی و بی‌وفایی معشوق می‌نالد. او از رفتارهای سختگیرانه و بی‌رحم معشوق شکایت دارد و بیان می‌کند که دلش شکسته و آرامش ندارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که از جفا دست بردارد و به او رحم کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'ز غمزه تیغ و ز عشوه خنجر' نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۲۴۳ - کدام روز آن، نگار بدخو، بجنگ دلها، کمر نبندد

کدام روز آن، نگار بدخو، بجنگ دلها، کمر نبندد
ز غمزه تیغ و، ز عشوه خنجر،ز چین ابرو، سپر نبندد ۱

ببر پیامی، اگر توانی، بآن جفاجو، ز جانب ما
که از مروت سخن نگوید،به خویش تهمت، دگر نبندد ۲

شب جدایی، دل چو سنگش توان خراشید، به ناخن غم
هجوم دردش، ز عقده دل، ره فغان را، اگر نبندد ۳

به آن گل رو، به آن خم مو، به سوی گلشن، اگر خرامی
گیا ز حیرت، ز جانخیزد، شکوفه دیگر، ثمر نبندد ۴

ز هر رگ جان، که سوزد از عشق، نمیتواند فغان نخیزد
که شمع هرگز، برشته خود، ز جلوه پای شرر نبندد ۵

ز درد عشقش، ز بسکه با خود شکستگیها به خاک بردم
گذار موری، بر استخوانم، اگر بیفتد، کمر نبندد ۶

دگر نبیند، قرار و آرام، کسی که آویخت، دلش به مویی
بگو به واعظ، ز جانب ما، که دل به موی، کمر نبندد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - میان خلق، با خلق آشنا کامل نمیگردد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - هرکس به سخا زنده بود، مرگ ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.