خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از غم فراق یار، دوری از عشق و تأثیرات آن بر روح و روان سخن میگوید. او از بیقراری دل، دوری از رحمت حق و ناتوانی در زندگی بدون معشوق مینویسد. همچنین، اشاراتی به گذر عمر و تأثیر جوانی و پیری دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند دوری از رحمت حق و تأمل در گذر زمان ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۶۹ - میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
مگر این بار ز دوشم غم یار اندازد ۱
دل که بی عشق شد، از رحمت حق دور شود
مرده را موجه دریا، بکنار اندازد ۲
نتوانم نفسی زنده بمانم بی او
اگر آن شعله بدورم چو شرار اندازد ۳
کار خورشید جهانتاب کند با شبنم
بر سر آن سایه که نخل قد یار اندازد ۴
نیست آسایش تن، در سفر رفتن دل
عشق را قافله یی نیست که بار اندازد ۵
دل سیه مست جوانی شده واعظ، شاید
صبح پیریش ازین می بخمار اندازد! ۶
مگر این بار ز دوشم غم یار اندازد ۱
دل که بی عشق شد، از رحمت حق دور شود
مرده را موجه دریا، بکنار اندازد ۲
نتوانم نفسی زنده بمانم بی او
اگر آن شعله بدورم چو شرار اندازد ۳
کار خورشید جهانتاب کند با شبنم
بر سر آن سایه که نخل قد یار اندازد ۴
نیست آسایش تن، در سفر رفتن دل
عشق را قافله یی نیست که بار اندازد ۵
دل سیه مست جوانی شده واعظ، شاید
صبح پیریش ازین می بخمار اندازد! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - بدرویشان فسون جاه و دولت در نمیگیرد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - چو حرف دانه خالش، قلم مذکور میسازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.