هوش مصنوعی: شاعر از درد عشق و بیرحمی معشوق می‌نالد و بیان می‌کند که ناله‌هایش همراه با دل شکسته‌اش برمی‌خیزد. عشق تمام وجودش را درهم شکسته و حتی اشک‌هایش نیز با خون جگرش آمیخته نمی‌شود. او از بی‌فایده بودن شکرگزاری در برابر زهر عشق سخن می‌گوید و به زندگی بی‌مزه‌اش اشاره می‌کند. در پایان، واعظ را نصیحت می‌کند که اگر می‌خواهد در راه عشق موفق شود، باید از بند علایق دنیوی رها شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم فلسفی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۷۳ - با دل خسته، چو بیرحمی او بستیزد

با دل خسته، چو بیرحمی او بستیزد
اثر ناله بهمراهی دل برخیزد ۱

رم چنان داده ز هم عشق سراپای مرا
که بخون جگرم رنگ نمی آمیزد ۲

شکر از زهر کجا صرفه تواند بردن؟
عیش را گو که عبث باغم ما نستیزد! ۳

لقمه افتد ز دهن گر نبود قسمت کس
خورش اره نگر کز بن دندان ریزد ۴

در ره عشق رسی زود بجایی واعظ
گر ز پای دلت این بند علایق خیزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - نه کوه آن سرین تنها برآن موی کمر لرزد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - دشمن چو ریزشی دید، زو شور و شر نخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.