خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از پیری و نزدیکی مرگ می‌گوید و اندوه خود را بیان می‌کند. او ارزش واقعی را در گوهر دل می‌داند و از ستمگران انتقاد می‌کند. همچنین، از عشق و جنون سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و ستم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۸۶ - ز پیری، چون مرا قد همچو شمع سرنگون باشد

ز پیری، چون مرا قد همچو شمع سرنگون باشد
دم مرگست، از آنم گریه و افغان فزون باشد ۱

نباشد زینتی، جز گوهر دل، اهل عرفان را
مرصع پوشی ما، همچو دریا از درون باشد ۲

تو گر چوب ستم، مظلوم شمشیر دعا دارد
ترا کی ای ستمگر، رنگی از دلهای خون باشد؟! ۳

بگرد خاطرم پیوسته گردد، لعل نوشینش
همینم لاله سیراب، از باغ جنون باشد ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۵ - همین توقعم از تنگ آن دهن باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۷ - بریدن از جهان، سرمایه ارزندگی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.