خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر است که از تنهایی، ناامیدی و بیمعنایی زندگی سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی دیگران، تلاش بیثمر و نبود فردی لایق شکوه میکند و در نهایت، سکوت را برتر از سخن میداند. همچنین، او از زندگی خسته شده و مرگ را آرامش میپندارد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و ناامیدی نیازمند درک و بلوغ فکری است.
شماره ۲۸۵ - همین توقعم از تنگ آن دهن باشد
همین توقعم از تنگ آن دهن باشد
که گاه هم شکر افشان، ز حرف من باشد؟ ۱
کشی مصور اگر زحمت شبیه مرا
مکش تو هیچ ز من، تا شبیه من باشد ۲
بجز تلاش کنان صف نعال، کجاست
کسی که لایق صدر هر انجمن باشد ۳
کنند زندگیی در لباس، خودسازان
کسی است زنده که فکرش همین کفن باشد ۴
به از سخن چه بود غیر خامشی؟ آن هم
برای اینکه در اندیشه سخن باشد! ۵
دل فسرده، بیک داغ، دل نمیگردد
نه هرکجا که گلی بشکفد چمن باشد ۶
ملول کرده ز بس زندگی مرا واعظ
عذاب قبر، همین بس برای من باشد ۷
که گاه هم شکر افشان، ز حرف من باشد؟ ۱
کشی مصور اگر زحمت شبیه مرا
مکش تو هیچ ز من، تا شبیه من باشد ۲
بجز تلاش کنان صف نعال، کجاست
کسی که لایق صدر هر انجمن باشد ۳
کنند زندگیی در لباس، خودسازان
کسی است زنده که فکرش همین کفن باشد ۴
به از سخن چه بود غیر خامشی؟ آن هم
برای اینکه در اندیشه سخن باشد! ۵
دل فسرده، بیک داغ، دل نمیگردد
نه هرکجا که گلی بشکفد چمن باشد ۶
ملول کرده ز بس زندگی مرا واعظ
عذاب قبر، همین بس برای من باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - الهی تا جهان باشد، شه ما کامران باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - ز پیری، چون مرا قد همچو شمع سرنگون باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.