هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و فلسفی به موضوعاتی مانند عشق الهی، قناعت، معرفت، و ارزشهای معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، مفاهیمی مانند توکل به خدا، اهمیت سجده و عبادت، و بینیازی از مادیات را بیان میکند. همچنین، اشارهای به بیماریهای روحی و درمان آنها از طریق معرفت و عمل صالح دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۹ - آنکه خود را سبب هستی ما میداند
آنکه خود را سبب هستی ما میداند
جز خدا هست ندانیم، خدا میداند ۱
چشم دل هر که بر آن قبله عالم دارد
کعبه را سجده او قبله نما میداند ۲
پای سرکردن راه تو ندارد هرگز
آنکه سر در ره عشق تو ز پا میداند ۳
نکند دیدنی خویش هم از ناز مگر
خانه آینه را خانه ما میداند ۴
عالمی کو شده خرسند به علمی ز عمل
چون مریضی است که نامی ز دوا میداند ۵
شرع راه در ره دین به ز خرد میشمرد
چشم را هر که بره به زعصا میداند ۶
سوی ویرانه نخواهد بلدی پرتو مهر
ره کاشانه درویش سخا میداند ۷
آنکه ره برده بآسایش سرمایه فقر
تیغ بر فرق به از بال هما میداند ۸
کام حاجت مزه شهد قناعت یابد
درد پر زور چو شد، قدر دوا میداند ۹
واعظ این گنج قناعت که تو را گشته نصیب
خلقت از بهر چه بی برگ و نوا میداند؟! ۱۰
جز خدا هست ندانیم، خدا میداند ۱
چشم دل هر که بر آن قبله عالم دارد
کعبه را سجده او قبله نما میداند ۲
پای سرکردن راه تو ندارد هرگز
آنکه سر در ره عشق تو ز پا میداند ۳
نکند دیدنی خویش هم از ناز مگر
خانه آینه را خانه ما میداند ۴
عالمی کو شده خرسند به علمی ز عمل
چون مریضی است که نامی ز دوا میداند ۵
شرع راه در ره دین به ز خرد میشمرد
چشم را هر که بره به زعصا میداند ۶
سوی ویرانه نخواهد بلدی پرتو مهر
ره کاشانه درویش سخا میداند ۷
آنکه ره برده بآسایش سرمایه فقر
تیغ بر فرق به از بال هما میداند ۸
کام حاجت مزه شهد قناعت یابد
درد پر زور چو شد، قدر دوا میداند ۹
واعظ این گنج قناعت که تو را گشته نصیب
خلقت از بهر چه بی برگ و نوا میداند؟! ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - بخود دم تا فرو بردم، سخن شد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - مرا از نعمت دیدار، دل سیری نمیداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.