هوش مصنوعی:
این متن به عشق ناامیدانه و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از دلشکستگی، بیپاسخی عشق، و دردهای روحی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند «تیشه»، «سنگدلی»، و «خار غم» به توصیف این احساسات میپردازد. همچنین، متن به انتقاد از واعظان و ناتوانی آنها در درک عمق عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۷ - از سعی تیشه، چون دل فرهاد نشکند؟
از سعی تیشه، چون دل فرهاد نشکند؟
آن دل شکسته باد، کز امداد نشکند! ۱
عشق مرا چه غم ز دهن خوانی رقیب
سیمای آتش از دم حداد نشکند ۲
پشتم خمید و، عشق خداداد او بجاست
از پیچش ورق خط استاد نشکند ۳
گر سر کند ز سنگدلیهای او سخن
سخت است اینکه خامه فولاد بشکند ۴
واعظ چه گل ز عشق تو چیند، که هر نفس
خار غمیش، در دل ناشاد نشکند؟! ۵
آن دل شکسته باد، کز امداد نشکند! ۱
عشق مرا چه غم ز دهن خوانی رقیب
سیمای آتش از دم حداد نشکند ۲
پشتم خمید و، عشق خداداد او بجاست
از پیچش ورق خط استاد نشکند ۳
گر سر کند ز سنگدلیهای او سخن
سخت است اینکه خامه فولاد بشکند ۴
واعظ چه گل ز عشق تو چیند، که هر نفس
خار غمیش، در دل ناشاد نشکند؟! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - چون به محفل رخ فرو زد، رنگ صهبا بشکند
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.