خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به عشق ناامیدانه و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از دلشکستگی، بیپاسخی عشق، و دردهای روحی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند «تیشه»، «سنگدلی»، و «خار غم» به توصیف این احساسات میپردازد. همچنین، متن به انتقاد از واعظان و ناتوانی آنها در درک عمق عشق اشاره دارد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۷ - از سعی تیشه، چون دل فرهاد نشکند؟
از سعی تیشه، چون دل فرهاد نشکند؟
آن دل شکسته باد، کز امداد نشکند! ۱
عشق مرا چه غم ز دهن خوانی رقیب
سیمای آتش از دم حداد نشکند ۲
پشتم خمید و، عشق خداداد او بجاست
از پیچش ورق خط استاد نشکند ۳
گر سر کند ز سنگدلیهای او سخن
سخت است اینکه خامه فولاد بشکند ۴
واعظ چه گل ز عشق تو چیند، که هر نفس
خار غمیش، در دل ناشاد نشکند؟! ۵
آن دل شکسته باد، کز امداد نشکند! ۱
عشق مرا چه غم ز دهن خوانی رقیب
سیمای آتش از دم حداد نشکند ۲
پشتم خمید و، عشق خداداد او بجاست
از پیچش ورق خط استاد نشکند ۳
گر سر کند ز سنگدلیهای او سخن
سخت است اینکه خامه فولاد بشکند ۴
واعظ چه گل ز عشق تو چیند، که هر نفس
خار غمیش، در دل ناشاد نشکند؟! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - چون به محفل رخ فرو زد، رنگ صهبا بشکند
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.