خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از تأثیرات گفتگو، نگاه و رفتار معشوق بر خود سخن میگوید. او از بوسه، خنده، غمزه و زلف دراز معشوق یاد میکند و تأثیرات عمیق این رفتارها را بر روح و روان خود توصیف مینماید. همچنین، شاعر از ناتوانی خود در برابر جذبههای معشوق و تأثیرات شگفتانگیز آن بر زندگی خود میگوید.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند بوسه و غمزه ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۲۳ - گفت و گوی آن دهن، اندیشه بیجا میکند
گفت و گوی آن دهن، اندیشه بیجا میکند
گر تواند کرد، او را بوسه پیدا میکند ۱
خنده در عین سخن یارم نه بیجا میکند
گفت و گو در میفشاند، لب بغل وا میکند ۲
کس ندارد ره به دل از دورباش غمزه اش
ورنه افغانم اثر در سنگ خارا میکند ۳
کار ما را میکند کوتاه آن زلف دراز
کوتهی در حق ما آن چشم شهلا میکند ۴
خود بخود آیینه هم چشم دل زارم نشد
چشم حسن او ز زیر سنگ پیدا میکند ۵
میتوان واعظ لب از حرف شکایت بست، لیک
استخوانم در شکستن سخت غوغا میکند! ۶
گر تواند کرد، او را بوسه پیدا میکند ۱
خنده در عین سخن یارم نه بیجا میکند
گفت و گو در میفشاند، لب بغل وا میکند ۲
کس ندارد ره به دل از دورباش غمزه اش
ورنه افغانم اثر در سنگ خارا میکند ۳
کار ما را میکند کوتاه آن زلف دراز
کوتهی در حق ما آن چشم شهلا میکند ۴
خود بخود آیینه هم چشم دل زارم نشد
چشم حسن او ز زیر سنگ پیدا میکند ۵
میتوان واعظ لب از حرف شکایت بست، لیک
استخوانم در شکستن سخت غوغا میکند! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - هست سالک با خدا، گر کار دنیا میکند
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - فارغ از خود هر که میگردد، فراغت میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.